درباره وبلاگ


این وبلاگ یه خانمه!



مدیر وبلاگ : پریسا امانت
نظرسنجی
قالب جدید چطوره؟







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
وبلاگ اتـــم
تاریخ ساخت وبلاگ 1396/11/5
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شنبه 2 شهریور 1398 :: نویسنده : محمد امین نوروزی

مارشال بروس مدرز سوم که وی را با نام هنری امینم روی صحنه‌ها می‌شناسیم از آن دسته هنرمندان زجرکشیده است که سختی‌های زیادی را در دوران کودکی و نوجوانی تجربه کرده. شاید هم همین سختی‌ها بوده که بازتاب آ‌نرا در سبک موسیقی‌های امینم شاهد هستیم.

راز‌های مگویی که از امینم باید بدانیم

پدر امینم خانواده‌اش را زمانی که او تنها ۱۸ ماه بیشتر نداشت برای همیشه ترک کرد و مادرش که به موادمخدر و الکل اعتیاد داشت به تنهایی امنیم را بزرگ کرد. امنیم و مادرش وضع مالی خوبی نداشتند و در شهرهای مختلفی زندگی کردند.

امینم از کودکی به رپ علاقه داشت و دایی امینم به عنوان مشوق اصلی او به حساب می‌آمد. امینم به تنهایی یا همراه با دایی‌اش رپ می‌خواند. مدتی بعد دایی امینم با اسلحه به زندگی‌اش پایان داد و امینم را در تنهایی و اندوه فرو برد. گفته می‌شود امینم به اندازه‌ای دایی‌اش را دوست داشت که یکی از خالکوبی‌های بدنش را به خاطر ادای احترام به دایی‌ خود انجام داده است.

زمانه با امینم سر سازگاری نداشت و در کنار دوران کودکی دشوار، امینم نوجوانی و جوانی سختی را نیز پشت‌سر گذاشت. این سلطان بی‌چو‌ن‌و‌چرای موسیقی رپ با دوست دوران مدرسه‌اش کمیبرلی آن اسکات ازدواج کرد. امینم و کیبرلی ناسازگاری‌های زیادی داشتند و پس از دو بار ازدواج نهایتاً کارشان به طلاق کشید. ماحصل این ازدواج دختری با نام هیلی است که امینم در ترانه‌هایش زیاد به او اشاره کرده است.

تمامی این سختی‌ها را با نگاهی به متن ترانه‌های امینم می‌توان درک کرد. امینم خجالتی از دوران کودکی و نوجوانی خود ندارد و حتی مستند کاملی نیز در این زمینه تولید کرده که سختی‌های امینم را به تصور می‌کشد.

بدون شک خواننده‌ای بزرگ در قد و قواره امینم با توجه به زندگی دشواری که داشته رازهای مگوی زیادی دارد و به همین دلیل در ادامه قصد داریم با هم نگاهی به این رازها داشته باشیم.

پدر امینم وقتی او طفلی بیش نبود ترکش کرد

راز‌های مگویی که از امینم باید بدانیم

اگر به متن ترانه‌های امینم نگاهی داشته باشید متوجه خواهید شد که این رپر پرطرفدار اشاره‌های زیادی به پدرش در این ترانه‌ها دارد. در ترانه‌های امنیم اشاره می‌شود که پدرش وقتی وی هنوز طفلی شیرخوار بود خانواده را ترک گفت.

جالب است بدانید پدر امینم مدتی پیش نامه‌ای سرگشاده خطاب به پسرش نوشت و توضیح داد در‌واقع این مادر امینم بوده که زمینه‌های خروج پدرش از کانون گرم خانواده را فراهم کرده است.

پدر امینم در این نامه مدعی شد که مدت‌ها به دنبال فرصتی بوده تا پسرش را در آغوش بگیرد و به او توضیح دهد که چرا در کودکی آن‌ها را تنها گذاشته است. در این بین امینم به ملاقات نزدیک با پدرش تمایلی نشان نداده و گفته است که هرگز نمی‌خواهد پدرش را از نزدیک ببیند.


یک دعوا و مرافه بچگانه امینم را ۱۰ روز در کما نگه داشت

راز‌های مگویی که از امینم باید بدانیم

در اوایل سال ۱۹۸۲ امینم با یکی از زورگوهای محل دعوا کرد و یک گلوله برف به سرش خورد. ظاهراً داخل این گلوله برفی سنگ یا اشیاء خطرناک دیگری نیز بود. برخورد گلوله برفی با سر امینم او را از پا می‌اندازد و شخص زورگو موقعیت را برای ادامه حمله مهیا می‌بیند و امینم را زیر مشت و لگد می‌گیرد.

آسیب‌های وارده به امینم به اندازه‌ای بود که دچار ضربه مغزی می‌شود و بینایی‌ یکی از چشم‌هایش را موقتاً از دست می‌دهد. این صدمه‌ها امنیم را به مدت ۱۰ روز در کما نگه می‌دارد.

خوشبختانه در همان زمان پزشکان از اوضاع جسمی امینم اظهار امیدواری می‌کردند و جالب است بدانید پس از اینکه امینم به هوش آمد اولین جمله‌ای که گفت این بود که «حالا می‌توانم فیل را هجی کنم». مادر امینم پس از شکایت از این زورگوی خشن از او ۱۰ هزار دلار خسارت طلب می‌کند اما این پرونده به دلایلی نامعلوم یک سال بعد بسته می‌شود.


مادر امینم زمانی که کودکی بیش نبود او را ترک می‌کند اما مجدد به سراغش می‌رود

راز‌های مگویی که از امینم باید بدانیم

دبورا مدرز، مادر امینم همیشه پدرش را به ترک کردن خانواده و فرزندش متهم می‌کند اما خود دبورا هم آن‌چنان که باید و شاید به امینم پایبند نبود و پسرش را در سال ۱۹۷۳ پیش مادربزرگش گذاشت و ترک گفت.

از قرار معلوم مهر امینم بیشتر از این حرف‌ها در دل دبورا افتاده بود و چهار سال بعد دبورا دوباره نزد امینم بازگشت و بزرگ‌کردن پسرش را به عهده گرفت.


مادر امینم سلامت عقل ندارد و به بیماری خاصی دچار است

راز‌های مگویی که از امینم باید بدانیم

امینم تأکید زیادی دارد که قسمت‌ زیادی از مسئولیت بزرگ‌ کردن برادر ناتنی‌اش نیتن را به عهده داشته است. جالب است بدانید آزمایش‌های انجام شده بر روی مادر امینم ثابت کرده است که وی سلامت عقل ندارد و به نوعی کودک آزاری مبتلاست که این امر نیز بزرگ کردن برادرش از جانب امینم را دشوارتر کرده بود.

این بیماری که با نام علمی سندروم مونشهاوزن در جوامع پزشکی شناخته می‌شود مادر یا پدر عمداً و با تمارض، فرزندشان را بیمار نشان می‌دهند تا از این طریق همدردی و توجه اطرافیان را کسب کنند.

به این ترتیب مادر امینم دائماً وانمود می‌کرده که فرزندانش بیمار هستند تا از این طریق همدردی اطرافیان را بدست آورد. بازتاب این بیماری را در ترانه Cleanin’g Out My closetِ، شاهد هستیم.

در قسمتی از این ترانه امینم می‌گوید که من قربانی بیماری سندروم مونشهاوزن هستم و تمامی زندگی‌ام به من گفته می‌شد که بیمارم در صورتی که در سلامتی کامل بوده‌ام.


در دوران کودکی به امینم زورگویی‌های زیادی شده است

راز‌های مگویی که از امینم باید بدانیم

همان‌گونه که اشاره کردیم امینم در دوران کودکی زیاد نقل مکان داشته است و به همین دلیل به دفعات مجبور شده تا دوستان جدیدی در محله‌هایی که به آن‌ها وارد می‌شود پیدا کند. این امر تنهایی امینم را به دنبال داشته است و بچه‌های زورگو که دنبال آدم‌های تنها و بی‌یارو یاور می‌گردند در دوران جوانی زیاد به امینم زور گفته‌اند.

امینم در ترانه Brain Damage به این موضوع اشاره واضحی دارد و می‌گوید روزانه از پسر چاقی با نام دی‌آنجلو بیلی کتک می‌خوردم، این پسر دانش آموز کلاس هشتم بود و از آنجایی که پدرش بکس تمرین می‌کرد ظاهراً امینم را به جای کیسه بکس اشتباه گرفته بود.

در همین رابط در سال ۲۰۰۱ مجله معتبر رولینگ استون مصاحبه‌ای با دی‌آنجلو ترتیب داد. وی در این مصاحبه به رفتارهای زورگویانه خود اعتراف کرد و گفت تعدادی از ما حسابی امینم را اذیت می‌کردیم. ما او را می‌زدیم و بعد به دروغ می‌گفتیم روی یخ‌ها پایش سر خورده است.


مادر امینم شکایت‌های جعلی زیادی داشت و پول خوبی از این راه به جیب زده است

راز‌های مگویی که از امینم باید بدانیم

امینم همیشه تأکید دارد که مادرش درآمدی نداشته اما دبورا همیشه این گفته را تکذیب کرده است. امینم مدعی است مادرش با شکایت‌های جعلی همیشه درآمد خوبی از او بدست آورده است.

با نگاهی به پرونده‌های قضایی مادر امینم به راحتی می‌توان به این نکته پی‌برد. در این پرونده‌های قضایی مادر امینم توانسته است با مطرح کردن ادعاهای بی‌دلیل از شرکت‌ها و افراد مختلف پول خوبی بگیرد.

در سال ۲۰۰۱ مادر امینم رابطه مادر و فرزندی را زیر پا گذاشت و علیه فرزندش اقامه دعوا کرد. در آن زمان امینم مدعی شده بود مادرش اعتیاد دارد. دبورا نیز این گفته امینم را تهمت تلقی کرد و از پسرش حدود ۱۰ میلیون دلار غرامت خواست.

دادگاه در نهایت طرف مادرش را گرفت، مدتی بعد نیز مادرش در سال ۲۰۰۸ خاطرات خود را منتشر کرد و در این خاطرات به شکایتش از امینم اشاره داشت. وی مدعی شد در آن زمان پولی برای گذران زندگی نداشته و احساس خطر می‌کرده که خانه‌اش را از دست بدهد. به همین دلیل با شکایت از امینم به دنبال راه چاره‌ای برای بدست آوردن پول از این طریق افتاده‌ است.


امینم شاگرد خوبی نبود و از مدرسه اخراج شد

راز‌های مگویی که از امینم باید بدانیم

سوابق آموزشی امینم نشان می‌دهد که در کلاس نهم سه مرتبه تجدید شده است و در نهایت به دلیل فرار از مدرسه و نمره‌های پایین از مدرسه اخراج شد. امینم دلیل اصلی پایین‌ بودن نمره‌های خود را اصرار مادرش به ترک مدرسه و پیدا کردن شغل در سن ۱۵ سالگی می‌داند.

از طرف دیگر مادرش این گفته را تکذیب کرده و مدعی است همیشه شرایط خوبی را برای ادامه تحصیل فرزندش مهیا کرده است. این موارد دست به دست هم دادند تا در نهایت امینم در سن ۱۷ سالگی درس و مشق را کنار گذاشت.

درست است که امینم تحصیلات عالیه ندارد اما همیشه کودکان را به خواندن درس و گرفتن نمرات عالی تشویق کرده است. وی مدعی است مسیری که او در درس و مشق انتخاب کرده گزینه خوبی برای بچه‌ها نیست و راه موفقیت از درس و دانشگاه می‌گذرد.


احتمال مرگ امینم در حین تولد وجود داشت

راز‌های مگویی که از امینم باید بدانیم

مادر امینم در سن ۱۵ سالگی باردار شد و تولد فرزندش چیزی حدود ۷۳ ساعت به طول انجامید، این تولد به اندازه‌ای خطرناک بود که احتمال مرگ مادر وجود داشت، دبورا در خاطرات خود تولد امینم را بسیار دردناک و مرگ‌آور ذکر کرده است.

مادر امینم مدعی است شرایط خوب پزشکی برای تولد فرزندش دریافت نکرده و پزشک معالج وی در حین زایمان دائماً سیگار می‌کشیده است.


امینم در جوانی دوست و فامیل عزیزی را از دست داد

راز‌های مگویی که از امینم باید بدانیم

همان‌گونه که در ابتدا اشاره کردیم دایی امینم مشوق اصلی وی برای خوانندگی سبک رپ بود. رونی که تنها چند ماه با امینم به لحاظ سن اختلاف داشت از دوران کودکی با امینم بزرگ شده بود و با هم شب‌های زیادی برای نوشتن ترانه‌های رپ دود چراغ خورده بودند.

شوربختانه باید گفت عمر رونی به دنیا نبود و در سال ۱۹۹۱ امینم تماس تلفنی مبنی بر خودکشی دایی‌اش دریافت کرد. از قرار معلوم رونی عاشق و دلداده‌ دختری بوده است و پس از اینکه این دختر دل رونی را شکست، نتوانسته بود این حادثه را تحمل کند و با اسلحه‌ شات‌گان به عمرش پایان داده بود.

این حادثه دلخراش تأثیر بسیاری روی امینم گذاشت و چندین روز با هیچ‌کس صحبت نمی‌کرد، امینم نتوانست مرگ دوست و دایی‌ عزیزش را باور کند و حتی در مراسم تدفین او نیز حضور نداشت. امینم در ترانه My Dad’s Gone Crazy به دایی‌اش اشاره کرده است.


امینم اولین بار در سن ۲۰ سالگی توسط پلیس دستگیر شد

راز‌های مگویی که از امینم باید بدانیم

امینم در محله‌های خطرناک و در میان خلافکاران بزرگ شده بود اما تا سن ۲۰ سالگی توانسته بود از جنجال به دور بماند تا اینکه در سال ۱۹۹۴ به یک خودروی پلیس با تفنگ پینت‌بال شلیک کرد و پلیس چاره‌ای به غیر از بازدداشت او نداشت.

خوشبختانه پلیس در این پرونده به امینم سخت ‌نگرفت و با حاضر نشدن مامورین در جلسه دادگاه پرونده امینم مختومه اعلام شد. اگر فیلم معروف 8 Mile با حضور امینم را دیده باشید این صحنه در این فیلم بازسازی شده است، لازم به ذکر است که در این فیلم امینم بازداشت نشد.


امینم دو بار با کیمبرلی آن اسکات ازدواج کرد و این وصلت هر دوبار به طلاق ختم شد

راز‌های مگویی که از امینم باید بدانیم

کیمبرلی و امینم در سال ۱۹۸۷ همدیگر را ملاقات کردند، در آن زمان امینم تنها ۱۵ سال داشت و این رابطه ادامه پیدا کرد تا اینکه در سال ۱۹۹۵ جشن ازدواج گرفتند. در آن زمان امینم سخت مشغول پیش‌برد خوانندگی‌اش بود و فشارهای کاری و زندگی باعث شد ازدواج آن‌ها یک سال بیشتر به طول نیانجامد. در نتیجه در سال ۱۹۹۶ امینم و کیمبرلی آن از هم جدا شدند.

پس از جدایی، امینم خودش را وقف موسیقی کرد و با انتشار آلبوم Slim Shady LP توانست حسابی بدرخشد.

عشق میان کیمبرلی آن اسکات و امینم پس از این جدایی فروکش نکرد و این زوج دوباره چندین سال بعد ازدواج کردند اما باز هم این ازدواج ختم به خیر نشد و به جدایی کشید.


شخصیت امینم با محله‌های خطرناکی که در آن رشد کرده بود شکل گرفته است

راز‌های مگویی که از امینم باید بدانیم

امینم در آهنگ Never Enough به زندگی فلاکت‌باری که داشته اشاره می‌کند و می‌گوید که مدیون این زندگی است. در این آهنگ وی به محله‌های خطرناکی که در آن‌ها بزرگ شده است اشاره می‌کند و مدعی می‌شود همین محله‌ها شخصیت امینم را شکل داده‌اند.

بتی کرسین، مادربزرگ امینم کمک زیادی به وی برای زندگی در محله‌ خلافکاران دیترویت می‌کند و همیشه پشتیبان او بوده است. بتی کرسین در جایی گفته است یک روز امینم از مدرسه با پای برهنه به خانه می‌آید چرا که همکلاسی‌هایش کفش‌های او را دزدیده بودند.

در این قسمت به پایان فهرست رازهای مگوی زندگی امینم رسیدیم، پیشنهاد می‌کنیم اگر شما هم به امینم و آهنگ‌هایش علاقه دارید و نکته‌ خاصی در این زمینه به نظر شما می‌رسد حتماً این موارد را در قسمت نظرات با ما و سایر کاربران به اشتراک بگذارید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 اسکوبار" با القابی چون پدرخوانده، رئیس، جادوگر، رابین هود، بزرگترین گانگستر جهان، قاچاقچی افسانه‌ای، سلطان کوکائین یکی از مشهورترین چهره های تاریخ معاصر کلمبیاست که در دهه های 80 و 90 میلادی به کابوس این کشور تبدیل شده بود.

اسکوبار علیرغم پیشینه‌اش _که پسر یک کشاورز فقیر کلمبیایی بود_  رهبر کارتل "مدلین" بود که 80 درصد بازار کوکائین جهان را در دست داشت. او هفته‌ای حدود 420 میلیون دلار درامد داشت که وی را به یکی از ثروتمندترین مافیای مواد مخدر در طول دوران تبدیل کرد. این قاچاقچی مواد مخدر در زمان خود به قدری قدرتمند بود که آمریکا از او به‌عنوان یکی از مهم‌ترین دشمنانش یاد می‌کرد.

سال 1989 نشریه فوربس وی را به‌عنوان هفتمین مرد ثروتمند دنیا معرفی کرد. ثروت او بر اساس اخبار این نشریه چیزی نزدیک به 35 میلیارد دلار برآورد شد. کارتل او بخش بزرگی از قاچاق مواد به آمریکا، مکزیک، پورتوریکو، جمهوری دومینیکن و سایر نقاط قاره را زیر سیطره خود داشت و کنترل بیش از 80 درصد قاچاق کوکائین در جهان نیز برعهده اسکوبار بود. با این حال این قاچاقچی شاید به خاطر تجربه گذشته از زندگی در فقر و تنگدشتی دوستدار فقرا بود و به مردم تنگدشت کمک می کرد؛ برای همین در کلمبیا گروهی به او لقب رابین هود داده بودند.

اسکوبار در ادامه راهش برای پیشتازی در قاچاق مواد، کلمبیا را به پایتخت قتل در جهان تبدیل کرد و بیش از 7 هزار قتل سازماندهی شده سال 1991 توسط مافیای او انجام گرفت. وی حتی در این راه به بیش از 600 جوان فقیر پاداش‌های زیادی برای کشتن و کنار زدن افسران پلیس پرداخت کرد.  

ماجرای اسکوبار بعد از ترور "لوئیز کارلوس گالان" که نامزد ریاست جمهوری کلمبیا بود برای دولت این کشور جدی شد و آنها سعی کردند به نوعی او و کارتلش را تحت کنترل قرار دهند. در اولین مرحله دولت شروع به مذاکره با اسکوبار کرد و به او پیشنهاد داد دست از اعمال مجرمانه بکشد و  تسلیم شود در عوض در محکومیت و دوران زندان هم دولت برای او امتیازاتی قائل خواهد شد. 

قاچاقچی بزرگ بعد از تصویب قانونی که به دولت اجازه می داد برای ایجاد آرامش با مجرمانی مثل او صلح کند تصمیم گرفت خود را تسلیم کند. بعد از تسلیم او بحث زیادی درباره این قانون به راه افتاد و عده ای معتقد بودند که اسکوبار با نفوذش باعث تصویب این قانون شده است. این گمانه چندان هم دور از واقع نبود چرا که زندان اسکوبار یک خانه مجلل با کلیه امکانات بود که تنها تحت نظر دولت و نیروهای امنیتی قرار داشت. عجیب آنکه اسکوبار از همین خانه اعمال مجرمانه اش را مدیریت می کرد و کارتلش را اداره می کرد. دولت که متوجه موضوع شده بود تصمیم گرفت او را به زندانی دیگر منتقل کند و در ادامه به امریکا تحویل دهد. سلطان کوکائین با فهمیدن توطئه دولت برنامه ای برای فرار از زندان طرح ریزی کرد و از دست نیروهای امنیتی فرار کرد.

در حالیکه دولت در دستگیری مجدد اسکوبار به در بسته خورده بود و او نیز خیابان های شهر را به صحنه انتقام گیری تبدیل کرده بود در سال 1992 نیروهای ویژه ارتش کلمبیا مامور شدند برای به دام انداختن و یا ترور او آموزش ویژه ببینند و عملیات یافتن او را با جستجوی خانه به خانه آغاز کنند. 

سرانجام بعد از درگیری و کشمکش های فراوان در دوم دسامبر سال 1993 جنگ علیه اسکوبار به پایان رسید؛ او محلی پرجمعیت و شلوغ در ساختمان های حومه مدلین را که خودش ساخته بود برای زندگی انتخاب کرد تا جست وجوی او مشکل شود. اما نیروهای ارتش با تقسیم منطقه به مثلث های کوچک و با استفاده از تکنولوژی رادیویی به جست وجوی وی پرداختند.

در روز دوم دسامبر محل دقیق او شناسایی شد و نیروهای ارتش منطقه را به محاصره در آوردند. محل اختفای او یک کافه بسیار معمولی در حومه شهر بود. نیروهای ویژه اقدام به تیراندازی به سمت او و محافظش کردند. آن دو به سمت پشت بام گریختند و با دویدن روی آن سعی کردند خودشان را به خیابان پشتی برسانند. اما هر دو آنها با شلیک ماموران پلیس کلمبیا از پا درآمدند. گلوله ها پا، نیم تنه بالایی و گوش چپ او را زخمی کرد اما قاچاقچی فراری زنده بود. ناگهان و در بین درگیری او با شلیک تیری به سرش از پا درآمد. ماجرای قاچاقچی مخوف کلمبیا در همان لحظه به پایان رسید اما این سوال که چه کس یا کسانی دستور شلیک نهایی و قتل او را دادند همچنان برای مردم این کشور بی پاسخ مانده است.



بزرگترین قاچاقچی‌ تاریخ چطور به دام‌افتاد؟ + تصاویر

اسکوبار پس از مذاکره با نمایندگان دولت برای صلح



بزرگترین قاچاقچی‌ تاریخ چطور به دام‌افتاد؟ + تصاویر

اسکوبار در حال تماشای فوتبال؛ فوتبال ورزش مورد علاقه او بود.


بزرگترین قاچاقچی‌ تاریخ چطور به دام‌افتاد؟ + تصاویر

اسکوبار در حال سخنرانی در محله های فقیر نشین "مدلین"؛ کمک به فقرا و نیازمندان باعث شده بود به او لقب "رابین هود" بدهند.



بزرگترین قاچاقچی‌ تاریخ چطور به دام‌افتاد؟ + تصاویر

اسکوبار و همسرش "ماریا ویکتوریا هنایو"



بزرگترین قاچاقچی‌ تاریخ چطور به دام‌افتاد؟ + تصاویر

اسکوبار و اعضای تیم "اتلتیکو ناسیونال"؛ او مالک این باشگاه بود.



بزرگترین قاچاقچی‌ تاریخ چطور به دام‌افتاد؟ + تصاویر

اسکوبار در حال تماشای گاوبازی در "مدلین"



بزرگترین قاچاقچی‌ تاریخ چطور به دام‌افتاد؟ + تصاویر

اسکوبار و فررزندش سباستین ماروکوئین؛ یکی از ویژگی های اسکوبار علاقه او به خانوده اش بود.
 


تمامی عکس ها از سایت خبرنگاران برداشته شده است




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 30 مرداد 1398 :: نویسنده : محمد امین نوروزی
 همه باب راس را می شناسند و هنر او را نمی توان در دنیای نقاشی نادیده گرفت. اما آیا چیزی بیشتر از هنر شگفت انگیزش در مورد او می دانید؟ باید بدانید که علی رغم بیش از یک دهه حضور در برنامه های تلویزیونی و فراوانی ویدیوهایش در دنیای اینترنت، این نقاش برجسته با ظاهر عجیبش چیزهای زیادی برای قایم کردن دارد. شهرت او با برنامه ی «لذت نقاشی» در شبکه ی پی بی اس چنان بالا گرفت که یک بار روزنامه ی نیویورک تایمز وی را مشهورترین نقاش بعد از پیکاسو نامید.

این نقاش و چهره ی تلویزیونی فقید علاوه بر این که در برنامه هایش از شوخی های بسیار جالبی استفاده می کرد در زندگی شخصی اش خارج از فضای نقاشی نیز انسان دوست داشتنی بوده است. شاید یادتان باشد که همیشه درخت هایی که می کشید را «درخت های کوچک خوشحال» خطاب می کرد. باب راس با جمله های نغز خود مانند جمله ی معروف و سیاسی طعنه آمیزش «این یک درخت کج و معوج است، بهتر است آن را به واشنگتن بفرستیم» یا دیدگاهش در مورد هنر آبستره کو جمله ی معروفش در این حوزه «اگر چیزی بکشم نمی خواهم مجبور باشم توضیح دهم که چه کشیده ام» یا جمله ی «ما اشتباه نمی کنیم، فقط اتفاقات خوشحال کننده را رقم می زنیم» یک هنرمند شوخ طبع و فوق العاده بود.

در ادامه ی این مطلب می خواهیم حقایقی را در مورد این هنرمند و نقاش فقید به شما بگوییم که تا بحال نمی دانستید.

۱۵- باب راس بزرگ یک انگشت نداشت

۱۵ حقیقت جالب در مورد «باب راس»، مجری برنامه لذت نقاشی

شاید باور نکنید اما باب راس در دوران کودکی به پدر نجارش کمک می کرد و در این کار تبحر خاصی داشت. اما شاید با خود فکر کنید که چه دلیلی داشت باب راس با چنین پیشینه ای به جای نجاری به سراغ نقاشی برود. بدون شک این تغییر حرفه بی دلیل نبوده است.

باب در کودکی در هنگام کار با اره قسمتی از انگشت اشاره ی دست چپ خود را از دست داد. اما این موضوع باعث نشد که باب راس از هدفش دست بردارد و این انگشت بریده شده مانع موفقیت وی گردد. البته بسیاری از تماشاگران برنامه ی «لذت نقاشی» اصلا متوجه این نقص بدنی در باب راس نشده اند زیرا باب انگشتش را معمولاً پشت تخته ی رنگ آمیزی اش پنهان می کرد.

نکته ی جالب این که اولین کسانی که متوجه انگشت باب شدند دوستان او در نیروی هوایی بودند که اصلا از برنامه ی او اطلاعی نداشتند و هنگامی که به طور ناگهانی شاهد پخش برنامه ی او از شبکه ی پی بی اس بودند تنها با انگشت قطع شده اش او را شناختند.
 


۱۴- باب راس گروهبان نیروی هوایی بود

۱۵ حقیقت جالب در مورد «باب راس»، مجری برنامه لذت نقاشی

باب راس یک میهن پرست واقعی بود و وقتی که از او خواسته شد به آلاسکا برود بی درنگ پذیرفت. وی در سال ۱۹۶۱ برای خدمت سربازی وارد نیروی هوایی ایالات متحده شد و در مدت ۲۰ سال خدمت خود به درجه ی  سرگروهبانی در نیروی هوایی رسید و برای آخرین بار در کلینیک ایلسون در پایگاه نیروی هوایی در آلاسکا خدمت کرد. در کمال تعجب همین حضور او در ارتش بود که باعث شد وی شخصیت آرامی داشته باشد.

وی در یکی از مصاحبه های خود در این مورد چنین گفته است:” من کسی بودم که شما را مجبور می کرد دستشویی را تمیز کنید، رختخوابتان را مرتب کنید، کسی که موقع دیر حاضر شدن بر سر شما فریاد می زد. این کار باعث می شد که شما شخصیت جدی و خشنی داشته باشید. و من از چنین شخصیتی خسته شده بودم بنابراین به خودم قول دادم که اگر روزی از شغلی که داشتم کناره گیری کردم دیگر مثل سابق نباشم”.
 


۱۳- یکی از شاگردانش او را وارد دنیای تلویزیون کرد

۱۵ حقیقت جالب در مورد «باب راس»، مجری برنامه لذت نقاشی

زمانی که باب راس در نیروی هوایی خدمت می کرد برای کسب درآمد بیشتر در یک رستوران به عنوان گارسون نیز مشغول به کار شد. در شب هایی که خوابش نمی برد به تماشای تلویزیون می پرداخت و برنامه ی «دنیای جادویی نقاشی روغنی» (The Magic World of Oil Painting) با اجرای بیل الکساندر ساخت شبکه ی پی بی اس یکی از برنامه های مورد علاقه ی وی بود. در این برنامه ی با بودجه ی نسبتاً کم الکساندر با شوخ طبعی و جذابیت غیرطبیعی و فوق العاده ی خود نقاشی را به بینندگان برنامه یاد می داد.

در آن زمان راس از قبل وارد دنیای نقاشی شده بود و از تکنیک های الکساندر نیز استفاده می کرد. این موضوع باعث شد که با الکساندر دوست شود و بعد از بازنشسته شدن الکساندر، جای او را در کلاس هایش بگیرد. در یکی از این کلاس ها بود که راس و آنت کوالسکی با هم آشنا شدند. پسر کوالسکی با مرگی تراژیک از دنیا رفته بود و همین موضوع باعث شد که آنت به افسردگی شدیدی مبتلا شود. وی نیز به برنامه ی «دنیای جادویی نقاشی روغنی» علاقه داشت و به همین دلیل همسرش او را در یکی از کلاس های آموزشی الکساندر اسم نویسی کرد اما در نهایت وی با یک مرد مو فرفری جالب دیگر در سر کلاس مواجه شد.

وقتی که راس شروع به صحبت کردن نمود، تمامی حاضرین کلاس از جمله آنت کوالسکی شیفته ی طرز برخورد آرام و صدای هیپنوتیزم کننده ی او شدند. کوالسکی همان روز با وی قرارداد امضا کرد و مدیریت برنامه های او را به عهده گرفت. راس به سرعت همراه با کوالسکی تور آموزشی خود در سراسر کشور را راه اندازی کرد تا اینکه کوالسکی وی را به یکی از دوستانش که در شبکه ی پی بی اس فعالیت می کرد معرفی نموده و برنامه ی «لذت نقاشی» (The Joy of Painting) شکل گرفت.
 


۱۲- باب راس از مدل موهای خود بیزار بود

۱۵ حقیقت جالب در مورد «باب راس»، مجری برنامه لذت نقاشی

نقاشی تنها چیزی نیست که باب راس به خاطرش مشهور بود. مدل آفریقایی موهایش نیز سهم زیادی در شهرت او داشت اما نکته ی جالب این که وی نه تنها از مدل موهای خود خوشش نمی آمد بلکه از آن نیز بیزار بود.

قبل از این که راس به یک نقاش معروف و چهره ی تلویزیونی مشهور تبدیل شود وی یک نقاش بسیار ساده بود که زندگی محقرانه ای داشت. وی با همسرش در یک خانه ی کاروانی زندگی می کرد و تکنیک های نقاشی بیل الکساندر را به شکل تورهای آموزشی در سراسر کشور به مشتاقان یاد می داد اما کلاس های آموزشی او معمولاً خالی از شاگرد بود. به همین دلیل وی به همسرش گفت که این کار را برای یکسال ادامه می دهد و اگر موفقیت آمیز نبود به آلاسکا باز خواهند گشت.

وی در این دوره چنان به دنبال تامین هزینه های زندگی خود و همسرش بود که اصلاح موی سر یک هزینه ی اضافی و لوکس برای وی به شمار می آمد. بنابراین موهایش را فر کرد و به این ترتیب می توانست پول هایش را صرف اموری مهم تر از کوتاه نمودن مو بکند. اما شرایط زندگی او به سرعت تغییر کرد و در پایان همان سال و  خط تولید رنگ ها و رنگ موهای مخصوص خودش را داشت و بخش زیادی از این شهرت و موفقیت را مرهون موهای فرفری خود بود. بنابراین اگر چه علاقه ای به مدل آفریقایی و فر موهایش نداشت اما آن را حفظ کرد.
 


۱۱- به گفته ی استادش باب به وی خیانت کرده است

۱۵ حقیقت جالب در مورد «باب راس»، مجری برنامه لذت نقاشی

بیل الکساندر چهره ی خود را به عنوان یک «نقاش خوشحال» تثبیت کرده بود و میلیون ها بیننده داشت و کلاس هایش نیز پر از شاگرد بود. اما بعد از مدتی مجبور شد باب راس را جایگزین خود در کلاس های آموزش نقاشی اش کند. وقتی که راس به شهرت رسید این دو با هم در یک آگهی تبلیغاتی حاضر شدند که در آن الکساندر به شکل نمادین قلم نقاشی اش را به راس می داد و همه چیز خوب و دوستانه به نظر می رسید.

بعد از این که راس به شهرت جهانی دست یافت، الکساندر که تا آن زمان «نقاش خوشحال» نام داشت به نقاش عصبانی تبدیل شد و ادعا کرد که راس به او خیانت کرده و در واقع سبک نقاشی ابداعی او را دزدیده است هرچند که راس بارها در برنامه ی خود اذعان می کرد که شاگرد بیل الکساندر بوده و تکنیک های خود را از او یاد گرفته است.

بعد از این ناراحتی ها این دو ارتباط چندانی با هم نداشتند.
 


۱۰- باب راس بیش از ۳۰٫۰۰۰ تابلو نقاشی کشیده است

۱۵ حقیقت جالب در مورد «باب راس»، مجری برنامه لذت نقاشی

هیچکس نمی داند که باب راس دقیقاً چند نقاشی کشیده اما می توان ادعا کرد که وی ده ها هزار تابلو نقاشی را با دستان هنرمندش نقاشی کرده است. برنامه ی «لذت نقاشی» بیش از ۳۱ فصل پخش شد که تعداد اپیزودهای آن از ۴۰۳ عدد فراتر می رفت. باب راس در ۳۸۱ اپیزود نقاشی کرده است و هر بار از هر تابلو سه نسخه نقاشی می کرد.اولین تابلو را برای راهنمایی و به صورت سرسری می کشید. تابلو دوم آنی بود که در طول پخش برنامه می کشید و سومین تابلو را نیز برای مجموعه کتاب هایش با عنوان «How To» می کشید که معمولا عکاسی پشت سر او قرار می گرفت و همزمان که راس نقاشی می کشید از او عکس می گرفت. تا این جا می توان نقاشی های او را ۱٫۱۴۳ شمارش کرد.

حالا نوبت نقاشی های شخصی وی می رسد. متاسفانه تعداد این آثار مشخص نیست زیرا خود راس هیچ آماری در مورد آن ها ارائه نداده است. وی بسیاری از آثارش را هنگامی که در نیروی هوایی حضور داشت به فروش رسانده بود. بدون شک در دوران کلاس های آموزشی نیز تابلوهای زیادی برای شاگردانش کشیده است. بسیاری از آثارش را نیز به دیگران تقدیم کرده و برخی دیگر نیز جزو طرح های آزمایش و ازمون و خطای وی بوده اند. در نهایت می توان تابلوهای او را بیش از ۳۰٫۰۰۰ مورد برآورد کرد. برای مقایسه باید بدانید که ونسان ون گوگ در تمام طول عمرش تنها ۹۰۰ تابلو نقاشی کشیده بود.
 


۹- باب راس یک فصل کامل را تنها در دو روز فیلم برداری می کرد

۱۵ حقیقت جالب در مورد «باب راس»، مجری برنامه لذت نقاشی

باب راس در طول دوران خدمتش در نیروی هوایی ایالات متحده در هنگام ناهار دو نقاشی می کشید و این موضوع اصلاً مبالغه نیست. وی از هر چیزی برای نقاشی کشیدن استفاده می کرد حتی قسمت داخلی تشت های قدیمی شستشوی سنگ طلا. حتی زمانی که مشغول خوردن ساندویچ بود نیز نقاشی می کشید و همان روز در بازارهای توریستی محله آن ها را به فروش می رساند.

با ترکیب روش منحصر به فرد خود و تکنیک های بیل الکساندر، باب راس موفق شد روشی بسیار سریع را برای نقاشی کردن ابداع کند. در واقع او هر فصل از برنامه ی «لذت نقاشی» را تنها در دو روز یا کمی بیشتر فیلم برداری می کرد.

اگر چه هر فصل تنها شامل ۱۳ اپیزود بود اما فیلمبرداری کردن همین مقدار تنها در دو روز و تهیه ی ۳ نسخه از هر تابلو کار فوق العاده ای به نظر می رسد که تنها باب راس قادر به انجام آن بود. وی با همکاران و تیم کاری خود رابطه ی بسیار صمیمانه و دوستانه ای داشت و مسئولیت کنترل تمامی بخش های برنامه را خود بر عهده می گرفت. رکورد آن ها فیلم برداری ۸ اپیزود در یک روز بود.
 


۸- مردم با تماشای برنامه ی او به خواب می رفتند

۱۵ حقیقت جالب در مورد «باب راس»، مجری برنامه لذت نقاشی

شاید فکر کنید که باب راس برای کشیدن چنین نقاشی های سریعی آن ها به مدت طولانی حتماً باید از مواد نیروزا یا دستکم نوشیدنی های کافئین دار و انرژی زا استفاده می کرده است اما در واقع این چنین نبود. شیوه ی نقاشی راس چنان آرام و تعمقی بود که خیلی راحت تماشاگران را به خواب فرو می برد.

بیش از ۹۰ درصد از طرفداران هنگام پخش برنامه ی «لذت نقاشی» در واقع نقاشی نمی کردند و تنها دلیلشان برای تماشای برنامه تنها خود باب راس بود زیرا به آن ها آرامش خاصی می داد و از گفتن این موضوع به خود باب راس نیز ابایی نداشتند. باب راس خود گفته است که بارها نامه های متعددی را از طرفداران خود دریافت کرده که در آن ها نوشته شده بود در هنگام پخش برنامه ی «لذت نقاشی» آن ها راحت تر به خواب می روند. باب راس نیز حتی برای یک لحظه این آرامش بخشی را از طرفداران خود دریغ نکرد. شاید بسیاری از طرفداران ریزبین و تیز این برنامه متوجه شده باشند که با پخش بیشتر و بیشتر این برنامه، باب راس نیز آرام تر و ساکت تر و حرکات و حرفهای او و در کل شیوه ی اجرای برنامه اش آرامش بخش تر از قبل می شد.

حتی امروزه نیز بسیاری از افراد ادعا دارند که برای حل مشکل بی خوابی خود برنامه ی «لذت نقاشی» را تماشا می کنند. اگر چه طرفداران پروپاقرص و دائمی این برنامه بعد از مدتی به تن صدا و لحن باب راس و فضای کلی برنامه عادت کرده و این موضوع باعث آرامش داشتن در هنگام تماشای برنامه شده بود اما می توان این موضوع را نیز یکی از همان «اتفاقات کوچک خوشحال کننده» ی مورد نظر باب راس دانست.
 


۷- دنیای اینترنت نیز همچنان از طرفداران باب راس پر است

۱۵ حقیقت جالب در مورد «باب راس»، مجری برنامه لذت نقاشی

بیش از دو دهه از مرگ باب راس می گذرد اما گویی دنیای اینترنت مرگ او را باور نکرده است. باب راس را باید یکی از چهره های مشهوری دانست که هنوز تقلیدهایی از وی در دنیای اینترنت وجود دارد. حتی برخی از سایت های پخش زنده برنامه های باب راس را دوباره و دوباره پخش می کنند.
 


۶- او یک بار یک نقاشی را تنها با رنگ خاکستری کشید

۱۵ حقیقت جالب در مورد «باب راس»، مجری برنامه لذت نقاشی

باب راس ارتباط بسیار صمیمانه و نزدیکی با طرفدارانش داشت و اگر یکی از آن ها برای مدتی به وی نامه نمی نوشت باب راس خود جویای حال وی می شد. اگر در طول دوران تعطیلات سال نو کسی برای وی پیام تبریکی می فرستاد، باب راس با یک نقاشی جواب او را داده و از وی تشکر می کرد.

یک بار یکی از طرفدارانش در نامه ی خود به باب راس گفته بود که به دلیل کوررنگی قادر به نقاشی کردن نیست و باب راس در جواب یک اپیزود از برنامه ی خود را به کشیدن نقاشی تنها با رنگ خاکستری اختصاص داد که در آن از سایه های قهوه ای، آبی و سفید به نحو ماهرانه ای استفاده شده بود. باب از طرفداران شعار «هر کسی می تواند نقاشی بکشد» بود و اجازه نمی داد کسی بر خلاف این شعار فکر کند. علاوه بر این همیشه می گفت هر کسی به یک دوست نیاز دارد.
 


۵- باب راس هیچ گاه چهره ی انسان ها را نقاشی نکرد

۱۵ حقیقت جالب در مورد «باب راس»، مجری برنامه لذت نقاشی

اگر از طرفداران برنامه های «لذت نقاشی» بوده باشید متوجه شده اید که او به ندرت از کلبه در نقاشی هایش استفاده می کرد و اگر کلبه نیز می کشید فاقد دودکش بود. این موضوع اتفاقی نبود زیرا باب راس هیچ وقت علاقه ای به نقاشی کردن انسان نداشت و هیچگاه دوست نداشت در نقاشی هایش ردی از انسان یا آثار او وجود داشته باشد.

بر اساس بررسی ها در تمامی حدود ۴۰۰ اپیزود برنامه ی «لذت نقاشی»، باب راس تنها یک بار انسان را نقاشی کرده است و آن هم تنها یک نیمرخ نامشخص و ساده بود که در کنار یک آتش به درختی تکیه داشت. آنت کوالسکی گفته بود که تنها  دو بار دیده که وی از انسان در نقاشی هایش استفاده کرده است.

بجای استفاده از انسان و آثار انسانی، باب راس تمرکز خود را در به تصویر کشیدن مناظر طبیعی منطقه ی آلاسکا اختصاص می داد زیرا در زمان خدمتش در نیروی هوایی در منطقه ی آلاسکا به شدت عاشق طبیعت مسحور کننده ی آن شده بود. همچنین برخی از اوقات از عکس ها، کارت پستال ها و تقویم های عکس داری که در زیرزمین خانه اش وجود داشت و بیشترشان توسط طرفدارانش برای وی فرستاده شده بود الهام می گفت.

در میان نقاشی های باب راس، نقاشی های کوهستان بیشترین طرفداران را به خود اختصاص داده بود و او نیز سعی می کرد در جواب هدایای طرفدارانش برای آن ها نقاشی هایی از کوهستان های آلاسکا بفرستد.
 


۴- حدود ۱۳ عدد از تابلوهای باب راس دزدیده شدند

۱۵ حقیقت جالب در مورد «باب راس»، مجری برنامه لذت نقاشی

از آن جا که دنیای هنر معمولاً با افاده و خود بزرگ بینی همراه است جای تعجب نیست که بسیاری از مجموعه داران آثار هنری دزدیده شده و در بازار سیاه به مجموعه داران مشهور فروخته می شد. البته این موضوع بدان معنا نیست که خرید تابلوهای او تنها از طریق دزدی امکان پذیر بود.

هیچکس نمی داند که ارزش تابلوهای باب راس چقدر است زیرا آثار او معمولاً در حراجی های حرفه ای به فروش نمی رسید و به اندازه ی کافی مورد احترام قرار نمی گرفتند. اما در سایت فروش اینترنتی eBay برخی از آثار او با قیمت ۱۰٫۰۰۰ دلار نیز به فروش رسیده اند. در طول پخش فصل دوم برنامه ی «لذت نقاشی» یک سارق ۱۳ تابلو را از خودرو باب راس به سرقت برد و آن ها را در بازار سیاه به فروش رساند.

این موضوع اهمیتی برای باب راس نداشت و کلاً مخالف نشان دادن آثارش در نمایشگاه ها و موزه ها بود. وی در این باره چنین گفته است:” بسیاری از نقاشان می خواهند که شناخته شوند به ویژه توسط همکارانشان. من خیلی وقت پیش از طریق تلویزیون به این موضوع دست پیدا کرده ام. دیگر به آن نیازی ندارم”.
 


۳- باب راس از پول بدش نمی آمد

۱۵ حقیقت جالب در مورد «باب راس»، مجری برنامه لذت نقاشی

باب راس بیش از هر چیز یک تاجر فوق العاده بود و او و آنت کوالسکی توانستند یک مرد آرام با موهای فرفری و بلند با قلم مویی در دست را به یک امپراطوری اقتصادی میلیون دلاری تبدیل کنند. در ابتدا برنامه های او جذابیت و کشش زیادی نداشت اما با ارتباط برقرار کردن با بینندگان و شرکت دادن آن ها در کلاس های آموزشی و برنامه هایش و استفاده از پیشنهادات آن ها موفق شد که «لذت نقاشی» را به یک برنامه ی بسیار موفق تبدیل کند. وی در زمینه ی آگهی های تبلیغاتی نیز بسیار موفق بود. برنامه های زیادی برای استفاده از چهره ی باب راس در کالاهای تجاری و حتی در بازی های کامپیوتری وجود داشت که برخی با موفقیت انجام شدند.
 


۲- شبکه ی پی بی اس هیچگاه برای برنامه ی «لذت نقاشی» پولی به او پرداخت نکرد

۱۵ حقیقت جالب در مورد «باب راس»، مجری برنامه لذت نقاشی

شبکه ی پی بی اس حتی برای یک اپیزود از برنامه ی «لذت نقاشی» نیز چیزی به باب راس پرداخت نکرد و این موضوع خواسته ی خود باب راس بود. در واقع این هنرمند-کارآفرین باهوش از این برنامه برای تبلیغات خط تولید رنگ و قلم موی نقاشی مختص به خود استفاده می کرد و از این راه درآمد هنگفتی کسب می کرد.

شاید فکر کنید که نقاشی هایی که در طول برنامه می کشید را می فروخت. در واقع این طور نبود و باب این تابلوها را به نمایندگان شبکه ی پی بی اس در سراسر کشور بخشیده بود که در حراجی ها به فروش برسانند. بسیاری از این تابلوها نیز برای اهداف عام المنفعه و کارهای خیریه به فروش می رسیدند که این موضوع حتی بعد از مرگ باب راس نیز ادامه داشت. این هم یکی از همان دلایلی است که قیمت گذاری آثار باب راس را دشوار می کند.

نکته ی جالب دیگر این که وی آثارش را تنها در هنگام پخش برنامه می فروخت و بعد از اتمام هر فصل از برنامه فروش تابلوها را دستکم به طور مستقیم متوقف می کرد. یکی از دلایل کار او این بود که بسیاری تابلوهای خود را به اسم او می فروختند و در بازار تابلوهایی زیادی وجود داشت که منتسب به وی بودند اما باب راس آن ها را نکشیده بود.
 


۱- باب راس در دنیای بازی های ویدیویی نیز حضور داشت

۱۵ حقیقت جالب در مورد «باب راس»، مجری برنامه لذت نقاشی

در یک بازی ویدیویی از استودیو بازی Hi-Rez به نام «Smite» یکی از خدایان درختی بازی که «Sylvanus» نام دارد در واقع شخصیت باب راس است که روش جالبی در مبارزه دارد بدین ترتیب که با پرتاب رنگ و فرا خواندن ابرهای خندان کوچک به جنگ دشمنانش می رود. باب راس یک بار چنین گفته بود:” به همین خاطر نقاشی می کنم زیرا به این ترتیب می توانم دنیایی را ترسیم کنم که دوست دارم،این دنیا را آن چنان که دوست دارم شاد خواهم ساخت. اگر دنبال چیزهای بد هستید بروید اخبار را نگاه کنید”.

وی در جایی دیگر گفته است:” در نقاشی شما یک قدرت نامحدود دارید. شما می توانید کوه ها را به حرکت درآورید. می توانید مسیر رودخانه ها را تغییر دهید. اما وقتی که به خانه می روم تنها چیزی که رویش اعمال قدرت می کنم کیسه های زباله است




نوع مطلب :
برچسب ها : بایب راس حقیقت،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 27 مرداد 1398 :: نویسنده : محمد امین نوروزی
دستگیرشدن بیوۀ سیاه پس از کشتن شوهران خود! + عکس

دستگیرشدن بیوۀ سیاه پس از کشتن شوهران خود,زن ثروتمند ژاپنی پس از آن که شوهر ششمش را با روشی مشابه شوهران سابقش به قتل رساند، توسط پلیس فرانسه بازداشت شد.

 

“شیساکو کاکی” 67 ساله، شوهر ششم خود را که 75 سال داشت فقط دو ماه بعد از ازدواج و در دسامبر سال گذشته به قتل رساند و پزشکی قانونی مقادیری ماده سمی سیانید در خون وی پیدا کردند.

دستگیرشدن بیوۀ سیاه پس از کشتن شوهران خود! + عکساین زن ژاپنی که در روزنامه ها به “بیوه سیاه” معروف شده، از ثروتی که طی ازدواجهای پیاپی در طول 20 سال به وی رسیده، اکنون سرمایه ای 800 میلیون ینی دارد.

 

همسر اول شیساکو کاکی در سال 1994 همسر دوم و سوم در سالهای 2006 و 2008 از دنیا رفتند. همسر چهارم به دلیل ابتلا به سرطان و همسر پنجم در سال 2012 در تصادف موتور سیکلت کشته شد.

 

هرچند پزشکی قانونی وجود سیانید را در خون همسر پنجم تایید کرد اما شیساکو کاکی مورد اتهام واقع نشد تا آن که همسر ششم پس از شام مشترک با بیوه سیاه به زمین افتاد و از دنیا رفت.

 

این بیوه ژاپنی در گفت و گو با روزنامه ها خود را از اتهام مبرا دانسته و تاکید کرد او “یک بی گناه است که مرگ تعقیبش می کند”!

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 9 مرداد 1398 :: نویسنده : محمد امین نوروزی
کشتی ورزشی است که در کل دنیا طرفداران بسیار زیادی دارد و شاید مهمترین علت آن ماهیت خشن و در عین حال سرگرم کننده این ورزش باشد. مسابقات دبلیو دبلیو ای که قبلاً "فدراسیون کشتی جهانی" نامیده می شد، در سال 2002 پس از چندین و چند خرید و ادغام شرکت ها تغییر نام یافت. 

بالاترین دستمزدهای سوپراستارهای کشتی کج (WWE) در سال 2015

در حال حاضر WWE بزرگترین و محبوب ترین مسابقات کشتی در آمریکا و کل دنیا محسوب می شود و کشتی گیران مشهور و پردرآمدی در کل دنیا دارد. هر ساله بیش از 300 دور مسابقه کشتی حرفه ای صورت می گیرد که از تلویزیون پخش می شوند و تعداد بینندگان این برنامه بالای 36 میلیون نفر در بیش از 150 کشور دنیا است. 

بهترین کشتی گیران با برنده شدن و قهرمانی، کمربندهایی دریافت می کنند و باید در مسابقات برای نگه داشتن آن بجنگند که در صورت باختن کمربند را از دست می دهند و باید دوباره برای به دست آوردن آن تلاش کنند.

 انواع مختلفی از کمربندها در این مسابقات وجود دارد که مهمترین آنها عبارتند از: کمربند قهرمانی سنگین وزن جهانی WWE، کمربند قهرمانی بین قاره ای WWE، کمربند قهرمانی WWE ایالات متحده، و کمربند قهرمانی تگ تیم WWE. بهترین رقابت کنندگان محبوبیت بسیار بالایی می یابند و هر چه یک کشتی گیر محبوب تر باشد، شانس برنده شدن و بدست آوردن کمربند و قهرمان ماندن برای او بیشتر می شود. 

مسابقات دبلیو دبلیو ای ساختار پرداخت دستمزد تعریف شده ای دارد، ولی کشتی گیرانی هستند که این سازمان هیچ مشکلی برای پرداخت بیشتر از معمول ندارد. محبوب ترین کشتی گیران در میان طرفداران و ستاره های این مسابقات دستمزدهای بسیار عالی دریافت می کنند و برخی از آنها فقط گاهی در این مسابقات حضور کوتاهی دارند، در حالیکه بقیه کشتی گیران دائمی هستند. در اینجا فهرستی از پر درآمد ترین کشتی گیران کشتی کج (WWE) در سال 2017 را مطالعه می کنید.

10. دین اَمبروز – 1.1 میلیون دلار در سال

 بالاترین دستمزدهای سوپراستارهای کشتی کج (WWE) در سال 2015

دین امبروز هم بازیگر و هم کشتی گیر حرفه ای است و نام واقعی او جاناتان گود است. امبروز رکورد طولانی ترین مدت قهرمانی ایالات متحده دبلیو دبلیو ای را در اختیار دارد که حدوداً 351 روز (دو هفته کمتر از یک سال) می شود.

 این مدت طولانی ترین مدت قهرمانی در تاریخ دبلیو دبلیو ای است. در خارج از دبلیو دبلیو ای، جاناتان گود با نام مستعار جان ماکسلی در مسابقات کشتی کامبت زون، فول ایمپکت پرو و دراگون گیت یو اس ای کشتی می گیرد.

 وی یک بار مسابقات قهرمانی سنگین وزن دنیا FIP و دو بار مسابقات قهرمانی سنگین وزن دنیا CZW را برده است. مسئولیت او در دبلیو دبلیو ای باعث می شود که وی سالانه 1.1 میلیون دلار با خود به خانه ببرد. 



9. کِین – 1.3 میلیون دلار در سال 

بالاترین دستمزدهای سوپراستارهای کشتی کج (WWE) در سال 2015

نام واقعی کین، گلن توماس جیکوبز است و از همین حالا بگوییم که او برادر بیولوژیکی آندرتیکر نیست. کین هم بازیگر حرفه ای و هم کشتی گیر قهاری است که در حال حاضر در دبلیو دبلیو ای کشتی می گیرد.

 قبل از سال 1995 که به دبلیو دبلیو ای بپیوندد، او در انجمن کشتی ایالات متحده و همچنین در کشتی Smoky Mountain کشتی می گرفت که موفقیت زیادی نیز بدست آورده بود. کین با 18 بار قهرمانی، کشتی گیر فوق العاده ای است که توانسته احترام کشتی گیران دیگر و همچنین طرفداران این ورزش را بدست آورد.

 بعضی از به یاد ماندنی ترین عناوینی که او بدست آورده عبارتند از قهرمانی دبلیو دبلیو ای، قهرمانی سنگین وزن دنیا و قهرمانی ECW. او هر سال یک میلیون و سیصد هزار دلار از دبلیو دبلیو ای دریافت می کند. 



8. بیگ شو – 1.5 میلیون دلار در سال

بالاترین دستمزدهای سوپراستارهای کشتی کج (WWE) در سال 2015 

بیگ شو واقعاً هم بزرگ است و کشتی او روی رینگ همیشه ارزش پولی که طرفداران می پردازند را داشته است. نام واقعی بیگ شو، پل وایت است و تنها کاری که واقعاً خوب بلد است، این است که روی رینگ رقبایش را بزند. 

بیگ شو در طول مدت کشتی اش، موفقیت های عظیمی بدست آورده که از آن میان می توان به دو بار قهرمانی دبلیو دبلیو ای، دو بار قهرمانی سنگین وزن دنیا WCW، دو بار قهرمانی سنگین وزن دنیا، و یک بار قهرمانی ECW اشاره کرد.

 هیچ کشتی گیر دیگری قبل از بیگ شو نتوانسته بود همه چهار عنوان فوق را بدست بیاورد و این باعث می شود که بیگ شو یکی از بهترین ها باشد. او همچنین قهرمانی بین قاره ای دبلیو دبلیو ای و سه بار قهرمانی هاردکور دبلیو دبلیو ای و یک بار قهرمانی ایالات متحده را بدست آورده است. با تمام این موفقیت ها، او هر سال کمتر از 1.5 میلیون دلار دستمزد نمی گیرد. 




7. آندرتیکر – 2 میلیون دلار در سال 

بالاترین دستمزدهای سوپراستارهای کشتی کج (WWE) در سال 2015

آندرتیکر بدون شک قدیمی ترین کشتی گیر حرفه ای دبلیو دبلیو ای است، زیرا وی در سال 1990 به دبلیو دبلیو ای پیوست. نام واقعی او مارک کالاوی است و چون در دهه پنجاه عمرش است، یکی از مسن ترین کشتی گیران کشتی کج محسوب می شود. رکورد شگفت انگیز آندرتیکر از مدتها پیش آغاز می شود، یعنی از سال 1991 که او هالک هوگان را شکست داد و قهرمان دبلیو دبلیو ای شد. 

رکورد مثال زدنی او شامل 21 برد پیاپی درWrestleMania  می شود به علاوه اینکه او در سال 2007 رویال رامبل را برد و چهار بار قهرمان دبلیو دبلیو ای، سه بار قهرمان سنگین وزن دنیا و یک بار قهرمان سنگین وزن دنیا USWA Unified شد که همه این عناوین واقعاً تحسین برانگیز هستند. آندرتیکر هر ساله 2 میلیون دلار دستمزد از دبلیو دبلیو ای دریافت می کند.


 
6. رومن رِینز – 2.1 میلیون دلار در سال 

بالاترین دستمزدهای سوپراستارهای کشتی کج (WWE) در سال 2015

نام واقعی رومن رینز، لیتی جوزف آنوآی، کشتی گیر حرفه ای ساموآیی-آمریکایی از پنساکولا فلوریدا است. وقتی صحبت از کشتی می شود، وی ورزشکار شگفت انگیزی محسوب می شود که البته سابقه او به عنوان بازیکن فوتبال آمریکایی کمک بزرگی به او کرده تا امروز کشتی گیر مستعدی شود. رومن در سال 2010 به دبلیو دبلیو ای پیوست و در سال 2012 عضوی از تیم شیلد (The Shield) در کنار دین امبروز و سث رولینز شد. 

در سال 2014 رومن تک نفره کشتی گرفت و جایزه سوپراستار سال Slammy 2014 را بدست آورد و بعد از آن در سال 2017 مسابقه رویال رامبل را برد. رومن هر ساله دستمزد 2.1 میلیون دلاری از دبلیو دبلیو ای میگیرد.
 

 
5.  ست رالینز - 2.4 میلیون دلار در سال
 
 پُردرآمدترین سوپراستارهای «کشتی کجِ» دنیا
 
 یکی از محبوب ترین و جذاب ترین بازیکنان کشتی کج، کلبی لوپز که با نام رالینز شناخته می شود در سال 2010 به مسابقات جهانی کشتی کج پیوست. تا به امروز او یک بار قهرمان سنگین وزن، یک بار قهرمان تگ تیم مسابقات جهانی کشتی کج با رومن رینز و هم چنین سوپراستار سال 2015 شده است. بسیاری از کشتی گیران قدیمی او را بااستعدادترن کشتی گیری می دانند که با آن کار کرده اند. سث رالینز با درآمد سالانه بیش از دو میلیون دلار کشتی گیری است که همه منتظرند دوباره عنوان قهرمانی سنگین وزن ها را کسب کند.
 


4. رَندی اورتون – 2.7 میلیون دلار در سال 

بالاترین دستمزدهای سوپراستارهای کشتی کج (WWE) در سال 2015

رندی اورتون کشتی گیر حرفه ای آمریکایی دبلیو دبلیو ای و همچنین یک بازیگر است. رندی یکی از سرسخت ترین کشتی گیران دبلیو دبلیو ای است و تابحال 12 بار قهرمان دنیا، 8 بار قهرمان سنگین وزن دنیا دبلیو دبلیو ای و چهار بار قهرمان سنگین وزن دنیا شده است.

 در سال 2004 در سامِر اسلم، اورتون جوانترین برنده سنگین وزن دنیا در دبلیو دبلیو ای شد، عنوانی که سکوی پرتاب وی در این حرفه شد. رندی برای حضور مداوم در رینگ، سالانه 2.45 میلیون دلار دریافت می کند. همین دستمزد عالی شاید باعث شده که او گذشته اش را فراموش کند، زیرا وی به خاطر رفتار ناشایست از ارتش ایالات متحده اخراج شد. 



3. تریپل اچ – 2.8 میلیون دلار در سال 

بالاترین دستمزدهای سوپراستارهای کشتی کج (WWE) در سال 2015

شاید این نکته برایتان جالب باشد که نام واقعی تریپل اچ، هانتر هِرست هِلمزلی نیست و در واقع نام اصلی او پل مایکل لِوِک است. این کشتی گیر حرفه ای آمریکایی، بازیگر و تاجر، یکی از پر درآمد ترین های دبلیو دبلیو ای است، علیرغم آنکه با خانواده مک ماهون وصلت کرده است. تریپل اچ با بدنسازی کارش را شروع کرد و در سال 1992 وارد رشته کشتی شد. 

در طول دوره کشتی اش، وی نام های مستعار متعددی داشته ولی بیشتر موفقیت هایش تحت نام تریپل اچ بوده است. با آنکه او در رقابت ها حضور دائمی ندارد، ولی در دبلیو دبلیو ای شخص مهمی محسوب می شود و با لطف موفقیت هایی که تابحال داشته، هر ساله 2.8 میلیون دلار دستمزد می گیرد. 



2. جان سینا – 9.5 میلیون دلار در سال 

بالاترین دستمزدهای سوپراستارهای کشتی کج (WWE) در سال 2015

جان آنتونی سینا، بازیگر و رپر آمریکایی است، ولی همه ما او را به عنوان کشتی گیر حرفه ای دبلیو دبلیو ای می شناسیم. سینا قهرمان ایالات متحده دبلیو دبلیو ای در سال 2015 شد و او یکی از چهار قهرمان اول تمام دوران است که طولانی ترین مدت قهرمانی را داشته اند و این باعث می شود که سینا یکی از بهترین کشتی گیران حال حاضر دنیا و همچنین کل دوران شود.

 از سال 2005 که چهره وی در دبلیو دبلیو ای شناخته شد، سینا پله پله ترقی کرد و امروزه یکی از پر درآمد ترین کشتی گیران دبلیو دبلیو ای محسوب می شود. او هر ساله حداقل 9.5 میلیون دلار از دبلیو دبلیو ای دستمزد می گیرد و دارایی خالص او تقریباً 35 میلیون دلار تخمین زده شده است.
 

 
1. راک – 10 میلیون دلار در سال 

بالاترین دستمزدهای سوپراستارهای کشتی کج (WWE) در سال 2015

دواین جانسون با نام مستعار راک، بازیگر، تهیه کننده و کشتی گیر حرفه ای کشتی کج است که ریشه های آمریکایی و کانادایی دارد. راک بین سال های 1996 و 2004 شهرت یافت، یعنی برهه ای که وی عناوین متعددی کسب کرد و تبدیل به یکی از بهترین های این ورزش شد. 

راک بین سال های 2011 و 2013 دوباره به کشتی برگشت و هنوز هم برای حمایت از دبلیو دبلیو ای گاهی روی رینگ و حتی خارج از رینگ حضور می یابد، ولی در حال حاضر تمرکز او روی بازی در فیلم های سینمایی و سریال ها است. علیرغم آنکه راک حرفه اش را تغییر داده، ولی هنوز هم سالانه 10 میلیون دلار از دبلیو دبلیو ای دریافت می کند و وبسایت فوربس دارایی خالص او را 125 میلیون دلار تخمین زده است.




نوع مطلب :
برچسب ها : کشتی کج،
لینک های مرتبط :


پنج فیلمی که فصل دوم سریال Stranger Things از آن‌ها تأثیر گرفته است

  فیلمی که فصل دوم سریال Stranger Things از آن‌ها تأثیر 

خطر لو رفتن داستان
این سریال علمی‌-تخیلی نوستالژیک به‌طور غیرمنتظره‌ای به موفقیت بزرگ نت‌فلیکس Netflix در سال ۲۰۱۶ تبدیل شد. داستان«اتفاقات عجیب» Stranger Things در سال ۱۹۸۳ روایت می‌شود و بر روی گم‌شدن ویل بایرز Will Byers (با بازی نوآ اشنپ Noah Schnapp) دوازده‌ساله و اتفاقات ماورالطبیعی در شهری خیالی به نام هاوکینز Hawkins در ایالت ایندیانا Indiana متمرکز است.
مادر ویل، جویس (با بازی وینونا رایدر Winona Ryder) و سه تا از بهترین دوستان او داستین، لوکاس و مایک (گیتن ماتارازو Gaten Matarazzo، کیلب مک‌لافلین Caleb McLaughlinو فین ولفهارد Finn Wolfhard) به همراه دوست مرموز و ساکتشان الون Eleven(که به او ال می‌گویند، با بازی مرموزانه میلی بابی براون Millie Bobby Brown) به دنبال او می‌گردند.
با شروع فصل دوم سریال همه‌چیز یک درجه بهتر شده است. داستان در سال ۱۹۸۴ و تاریک‌تر، خنده‌دارتر، بلندپروازانه‌تر و خلاقانه‌تر از قبل روایت می‌شود. فصل دوم این سریال همانند قبل پر از صحنه‌ها و اتفاقات نوستالژیک فیلم‌های قدیمی است. پنج فیلمی که «اتفاقات عجیب» را تحت تأثیر خود قرار داده‌اند را نوشته‌ایم:
Carrie- ۱۹۷۶
کارگردان: برایان دی پالما Brian De Palmaاگر قدرت‌های ماورایی ال El هرازگاهی در فصل اول نمود پیدا می‌کند- صحنه چرخش کامیون و قسمت به‌یادماندنی آخر فصل- فصل دوم زمان ظهور و رشد آن‌هاست. همانند کری، شخصیت اصلی اولین اقتباس از نوشته‌های استیون کینگ Stephen King، ال به عمق قدرت‌هایش تا قبل از اینکه مورد آزمایش قرار بگیرند، پی نبرده است. او همچنین رابطه سختی با خانواده‌اش و به‌خصوص مادرش دارد. بااینکه مادرهای کری و ال کاملاً متفاوت‌اند، هر دو این زن‌ها نقش عظیمی در رشد و استفاده دختر‌هایشان از این قدرت ذهنی دارند. در فصل دوم «چیز‌های عجیب» یک قسمت به تلاش ال برای یافتن خود و خواهرش اختصاص‌یافته است. آیا با این کار برادران دافر Duffer زمینه را برای شروع سریالی دیگر فراهم کرده‌اند؟

Ghostbusters-۱۹۸۴
کارگردان: ایوان رایتمن Ivan Reitmanوقتی عکس خبری فصل دوم سریال با چهار پسر نقش اول سریال در لباس‌های فیلم «شکارچیان روح» Ghostbusters اوایل سال ۲۰۱۷ منتشر شد، طرفداران این فیلم را ذوق‌زده کرد. مسلماً هرکسی در برهه‌ای از زندگی‌اش دوست داشته است جای پیتر ونکمن Peter Venkman باشد. در سریال در یکی از اولین صحنه‌ها لحظه‌ای شاد وجود دارد که جویس Joyce در حال دوختن نشان شکارچیان روح بر روی لباس ویل است. بعدازآن قسمت جالب ماجرا در قسمت دوم این فصل، Trick or Treat, Freak اتفاق می‌افتد. پسرها لباس فراروان‌شناسان parapsychologists افسانه‌ای را می‌پوشند و اتفاقات عجیبی که در هاوکینز در حال روی دادن است را با همان مشکلات و رفاقت پر جروبحث مشابه بررسی می‌کنند و این در حالی است که فیلم اتفاقاً فقط چند ماه قبل از زمان این سریال بر روی پرده رفته است. حتی موسیقی این قسمت هم مشابه این فیلم است.

Alien/Aliens- ۱۹۸۶ / ۱۹۷۹
کارگردانان: جیمز کامرون James Cameron/ ریدلی اسکات Ridley Scottفیلم ترسناک علمی-تخیلی ریدلی اسکات و دنباله تقریباً اکشن جیمز کامرون در همه قسمت‌های فصل دوم این سریال دیده می‌شود. از جلوه‌های بصری «بیگانه» Alien به‌وضوح در سریال استفاده‌شده است اما به‌طور مشخص درصحنه‌های حساس اکتشافی در غارهای زیر هاوکینز که قطعاً ساخته دست بشر نیستند، اثر آن مشهود است. نورپردازی و طراحی ساخت فیلم درصحنه‌های حضور مردانی در لباس‌های خاص که در ترکیبی از مه و نور، بدون اطلاع از سرنوشت ترسناکشان، پرسه می‌زنند از برداشتی از صحنه‌های اول «بیگانه» الهام گرفته‌شده است. وقتی صحنه‌های اکشن به‌طورجدی شروع می‌شوند، برای تفنگ ‌بازی‌ و انفجارهای شعله‌ور روشی نظامی همانند «بیگانه‌ها» Aliens انتخاب‌شده است. حتی حمله‌های demadog ها یادآوری از ترسناک‌ترین موجود بیگانه‌ی سینما است. این شباهت تا جایی است که انتظار داریم بیل پکستون Bill Paxton بیاید و جمله معروف “ تمام شد پسر، همه‌چیز تمام شد ” “It’s game over, man, game over.” را بگوید.

Donnie Darko-۲۰۰۱
کارگردان: ریچارد کلی Richard Kellyاحتمالاً بزرگ‌ترین تفاوت فصل اول و دوم سریال، فرورفتن فصل دوم در تاریکی است. بااینکه در فصل اول هم شاهد قتل، زخمی ‌شدن، آدم‌ربایی، از دست دادن و ترک کردن بودیم، اما در کل فاجعه در فصل دوم بزرگ‌تر و فجیع‌تر است. بازهم ویل بیچاره در صدر همه این فجایع است. در اکثر مواقع دید‌هایی از The Upside Down، نسخه آخرالزمانی و وحشتناک دنیا که پر از آتش، طوفان، تاریک و شرارت است، به او دست می‌دهد. گهگاه پیش می‌آید که مطمئن نیستیم ویل واقعاً در کدام دنیا است، این گیجی اسکاتولوژیکی در ذهن اوست و یا اینکه واقعی است. بااینکه این صحنه‌ها تماماً از فرقه کلاسیک ریچارد کلی الهام گرفته است، بازهم به‌طور خاص و دیدنی‌ به تصویر کشیده شده‌اند.
The Cabin in the Woods- ۲۰۱۲
کارگردان: درو گادرد Drew Goddardفیلم ترسناک مدرن درو گادرد نسخه‌ فیلم این سریال است. این فیلم المان‌های ترسناک فیلم‌های کلاسیک این ژانر را می‌دزدد و با دیدی تازه و جدید آن‌ها را به شوخی، اکشن و بی‌خیالی تبدیل می‌کند. برادران دافر طرفداران پر و پا قرص این فیلم‌اند و در قسمت هشتم فصل دوم The Mind Flayer علاقه‌شان به این فیلم به‌طورجدی نمود پیدا می‌کند. اگر زیادی تعریف کنیم لذت این قسمت را از شما گرفته‌ایم، اما تا همین حد کافی است که بگوییم صحنه قتل‌عام آخر «کلبه‌ای در جنگل» The Cabin in the Woods صحنه‌ای است که در این قسمت از سریال از آن الهام گرفته‌شده است. ناگهان همه‌چیز به هم می‌ریزد و موجوداتی خطرناک به مردم حمله می‌کنند، مردمی که نباید با چیزی که از آن هیچ شناختی نداشتند سروکله می‌زدند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


معرفی کتاب از میان رمان‌های خارجی

در اینجا ۶۰ مورد از رمان‌های خارجی را مرور می‌کنیم.

  1. کتاب ابله اثر داستایفسکی
  2. کتاب همه می‌میرند اثر سیمون دوبوار
  3. کتاب صد سال تنهایی اثر مارکز
  4. کتاب مرگ قسطی اثر سیلن
  5. کتاب عقاید یک دلقک اثر هاینریش بل
  6. کتاب ماه پنهان است اثر جان اشتاین‌بک
  7. کتاب تونل اثر ارنستو ساباتو
  8. کتاب فارست گامپ اثر وینستون گروم
  9. کتاب خرمگس اثر اتل لیلیان وینیچ
  10. کتاب حصار و سگ‌های پدرم اثر شیرزاد حسن
  11. کتاب بیچارگان اثر داستایفسکی
  12. کتاب سوءتفاهم اثر آلبر کامو
  13. کتاب آئورا اثر کارلوس فوئنتس
  14. کتاب شاگرد قصاب اثر پاتریک مک‌کیب
  15. کتاب درک یک پایان اثر جولین بارنز
  16. کتاب کمی قبل از خوشبختی اثر انیس لودیگ
  17. کتاب کافکا در کرانه اثر هاروکی موراکامی
  18. کتاب سربازان سالامیس اثر خاویر سرکاس
  19. کتاب گنگ محل اثر جان برن‌ساید
  20. کتاب سیر عشق اثر آلن دو باتن
  21. کتاب دیدن از سیزده منظر اثر کالم مک کان
  22. کتاب درباره معنی زندگی ویل دورانت
  23. کتاب تصرف عدوانی اثر لنا آندرشون
  24. کتاب من پیش از تو اثر جوجو مویز
  25. کتاب ریگ روان اثر استیو تولتز
  26. کتاب دسته دلقک‌ها اثر سلین
  27. کتاب بازار خودفروشی اثر ویلیام تکری
  28. کتاب پدرو پارامو اثر خوآن رولفو
  29. کتاب شیاطین اثر داستایفسکی
  30. کتاب خاطرات خانه مردگان اثر داستایفسکی
  31. کتاب یادداشت‌های زیرزمینی اثر داستایفسکی
  32. کتاب اشتیلر اثر ماکس فریش
  33. کتاب کنستانسیا اثر کارلوس فوئنتس
  34. رمان مرگ خوش اثر آلبر کامو
  35. رمان مسئله اسپینوزا اثر اروین یالوم
  36. رمان برادران سیسترز اثر پاتریک دوویت
  37. رمان ژان باروا اثر روژه مارتن دوگار
  38. رمان مرگی بسیار آرام اثر سیمون دوبووار
  39. رمان به امید دیدار در آن دنیا اثر پی‌یر لومتر
  40. کتاب آخرین انار دنیا اثر بختیار علی
  41. رمان اتحادیه ابلهان اثر جان کندی تول
  42. رمان تابوت‌های دست‌ساز اثر ترومن کاپوتی
  43. رمان دختر پنهانم اثر النا فرانته
  44. رمان یادداشتهای شیطان اثر لیانید آندری‌یِف
  45. رمان قمارباز اثر داستایفسکی
  46. رمان گنگ محل اثر جان برن‌ساید
  47. رمان قربانی اثر کورتزیو مالاپارته
  48. رمان زن در ریگ روان اثر کوبو آبه
  49. کتاب مامان و معنی زندگی اثر اروین یالوم
  50. کتاب کمی قبل از خوشبختی اثر انیس لودیگ
  51. کتاب سرباز خوب اثر فورد مادوکس فورد
  52. رمان طاعون اثر آلبر کامو
  53. رمان در رویای بابل اثر ریچارد براتیگان
  54. رمان گور به گور اثر ویلیام فاکنر
  55. رمان غروب پروانه اثر بختیار علی
  56. کتاب سوءقصد اثر هری مولیش
  57. کتاب بیوه‌ها اثر آریل دورفمن
  58. رمان بازمانده روز اثر کازوئو ایشى گورو
  59. کتاب قمار خدایان اثر آندره الکسیس
  60. رمان انسان‌ها اثر مت هیگ




نوع مطلب : کتاب مفید، 
برچسب ها : کتاب،
لینک های مرتبط :


  • چگونه می شود که یک فرد به قاتلی زنجیره ای تبدیل می شود؟ باورها و افکار این افراد چگونه است که به آنها اجازه می دهد جان همنوعان خود را بگیرند؟ این سوالات وقتی بیشتر می شوند که سخن از زنان قاتل به میان بیاید! همیشه زن به عنوان جنس لطیف و روحی سرشار از مهربانی یاد می شود، بنابراین بسیار غیرقابل باور است که یک زن بتواند نه یک قاتل معمولی، بلکه قاتل سریالی باشد. یعنی کسی که بارها این عمل شنیع خود را تکرار می کند.مادر، خواهر، همسر یا دختران همیشه هم آرام نیستند و گاهی چنان شیطان صفت می شوند که می توانند فرزند، همسر یا مردم غریبه را به قتل برسانند. برای اثبات این ادعا، در ادامه این مطلب، ۱۰ تن از خبیث ترین زنان تاریخ که قاتل سریالی محسوب می شوند را معرفی کرده ایم. برای آشنایی با آنها تا انتهای مطلب همراهمان باشید.
  • ۱- بل گونز (Belle Gunness

مشهورترین و بی رحم ترین زن قاتل در تاریخ،بل گونز است. او متولد یازدهم نوامبر سال ۱۸۵۹ میلای در نروژ بود و با ۱۸۲ سانتی متر قد و بیش از ۹۰ کیلوگرم وزن، زنی بسیار قوی و قدرتمند به شمار می رفت. البته در نوجوانی به آمریکا مهاجرت کرد. این قاتل خبیث، علاوه بر همسر و دو دختر خود بیش از ۴۰ نفر دیگر را نیز به قتل رسانده و اجسادشان را در حیاط و انبار خانه خاک می کرد. دلیل این همه کشتار فقط یک چیز بود: پول!

بل گونز با مردان پولدار ارتباط برقرار می کرد و آنها را به قتل می رساند تا از پول بیمه آنها پس از مرگشان استفاده کند.

در سال ۱۹۰۸ میلادی خانه این قاتل سریالی دچار آتش سوزی و پس از حفاری حیاط و انبار خانه، پلیس با استخوان های متعددی از اجساد انسانی مواجه شد. اما قانون هرگز موفق به دستگیری این زن نشد.

۲- آیلین ورنوس (Aileen Wuornos)

آیلین ورنوس دومین زن خبیث این فهرست است که در ۲۹ فوریه سال ۱۹۵۶ میلادی در میشیگان متولد شد. وی نخستین قتل خود را در سال ۱۹۸۹ میلادی مرتکب شد. پس از آن، این عمل شنیع برایش حکم آب خوردن را پیدا کرد. ورنوس خیلی راحت و همچون شلیک به پرنده ها، انسان می کشت و ۷ تن از مشتری های خود را به قتل رساند. در سال ۲۰۰۲ میلادی، هنگامی که قصد کشتن مرد دیگری را داشته است، توسط پلیس دستگیرشد.

داستان زندگی آیلین در فیلمی به نام هیولا (Monster) به تصویر کشیده شده است.

۳- جین توپان (Jane Toppan)

جین توپان یکی از قاتلان بسیار بی رحم تاریخ آمریکاست. او پرستار بود و با بیماران خود همچون خوکچه هندی رفتار می کرد.

توپان با تزریق مورفین و آتروفین به بیماران، آنها را مورد آزمایش قرار می داد تا شاهد واکنش های سیستم عصبیشان باشد. او را یکی از خونسردترین قاتلین سریالی تاریخ می دانند که توانست با روش های بی رحمانه، دست‌کم ۳۱ انسان را به قتل برساند.

البته این پرستار سنگدل یک بیمار روانی نیز محسوب می شد زیرا تماشای صحنه جان دادن انسان ها لذت جنسی می برده است. در سال ۱۹۰۲ میلادی او به قتل ۳۱ انسان اعتراف کرد. اما به دلیل تشخیص بیماری روانی مجرم شناخته نشد و بقیه عمر خود را در بیمارستان روانی بستری بود.

۴- دریا نیکولایونا سالتیکووا (Darya Nikolayevna Saltykova)

دریا نیکولایونا سالتیکووا نیز از جمله خبیث ترین و بی رحم ترین زنان ِ قاتل در تاریخ جهان بشمار می رود. او که در سال ۱۷۳۰ در کشور روسیه متولد شده بود،. دست‌کم ۱۳۸ زن جوان که برده اش بوده اند را به قتل رساند.

در سال ۱۷۶۸ میلادی، او دستگیر شد و به مدت یک ساعت به گردنش لوحی آویخته شد که روی آن نوشته شده بود: «این زن قاتل و شکنجه‌گر است» و مردم زیادی به تماشای چهره او می آمدند. او همه عمر خود را در زندان سپری کرد و در همان جا نیز مرد.

۵- مری بث تینینگ (Marybeth Tinning)

مری بث تینینگ یکی از مشهورترین قاتلان زنجیره ای کشور آمریکاست. او در سال ۱۹۴۲ میلادی متولد شد. این زن در خلال سال های ۱۹۷۲ تا ۱۹۸۵ میلادی، ۹ فرزند خود را پیش از رسیدن به سن ۵ سالگی به قتل رساند. تینینگ با گذاشتن بالشت روی صورت کودکان، آنها را خفه می کرد. این مادر بی رحم و سنگدل به قتل فرزندان خود اعتراف کرد و به مدت ۲۰ سال به حبس محکوم شد.

۶- نانی داس (Nanny Doss)

نانی داس همسر «لثال هاوس» و یکی از خطرناک ترین زنان قاتل زنجیره ای در طول تاریخ است. او ۵ همسر خود، دو فرزندش، خواهر، مادر خوانده و مادر واقعی خود را به قتل رساند.

این زن وقتی با خانواده در سفر با قطار بودند، با یک شیء فلزی به سرش ضربه می زند. در اثر این ضربه، سردردهای شدید و دوران تاریک زندگی این قاتل آغاز می شود. نانی پس از اینکه مورد تجاوز همسر دوم خود قرار گرفت، با ریختن زهر در نوشیدنی‌اش او را به قتل رساند.

او همسر سوم خود را نیز به قتل رساند و در زیرزمین خانه دفن کرد. در نتیجه این کار وحشتناک، بیمه به داس مستمری می داد. او همسران پنجم و ششم خود را نیز با آرسنیک به قتل رسانده و پول بیمه آنها را دریافت می کرد.

در آن زمان، به دلیل زن بودن، نانی داس اعدام نشد اما به حبس ابد محکوم گشت. در نهایت در سال ۱۹۶۵ میلادی در سن ۵۹ سالگی در زندان مرد.

۷- امی آرچر گیلیگان (Amy Archer Gilligan)

امی آرچر گیلیگان که با نام «خواهر آرچر گیلیگان» نیز شناخته می شود یکی از مشهورترین قاتلان زنجیره ای دنیاست.

او در اکتبر سال ۱۸۶۸ میلادی در میلتون متولد شد. گیلیگان پس از ازدواج، به کار پرستاری و نگهداری از افراد پیر می پرداخت. اما در سال ۱۹۱۰ میلادی، وقتی همسر امی یعنی جیمز آرچر فوت کرد، بر اساس وصیت نامه همه ثروتش به امی رسید.

امی دوباره در سال ۱۹۱۳ میلادی ازدواج کرد. همسر دوم او نیز مرد بسیار ثروتمندی بود که در سال ۱۹۱۴ میلادی فوت کرد. این مرد هم وصیت کرده بود همه ثروت او به امی برسد.

در خلال سال های ۱۹۰۷ تا ۱۹۱۰ میلادی، فقط ۱۲ نفر از سالمندان فوت کردند. اما در سال ۱۹۱۰ میلادی بیش از ۶۰ نفر از آنها جان خود را از دست دادند. مردم به این مرگ ها و امی مشکوک شده بودند. پلیس در نتیجه تحقیقات متوجه شد امی با زهر این افراد را به قتل رسانده است.

۸- کارلا لینه هومولکا (Karla Leanne Homolka)

کارلا هومولکا یکی از منفورترین زنان قاتل زنجیره ای اهل کانادا بود و در چهارم می سال ۱۹۷۰ میلادی در اونتاریو در کانادا متولد شد.

کارلا برای همکاری در تجاوز و قتل دو دختر نوجوان به شدت مورد توجه رسانه ها قرار گرفت. پل برناردو – همسرکارلا – که او هم معروف ترین قاتل زنجیره‌ای و متجاوز جنسی کاناداست به همراه کارلا در سال ۱۹۹۳ میلادی دستگیر شدند. هومولکا ادعا می کرد علیرغم میل باطنی و به تهدیدات همسرش همکاری قتل ها را انجام می داده.

اما کارلا هومولکا پس از پایان دوران محکومیت خود در سال ۲۰۰۵ آزاد شد. او دوباره ازدواج کرد و در سال ۲۰۰۷ میلادی بچه دار شد.

او به عنوان منفورترین زن کانادایی به خاطر تهدیدهایی که به او می‌شد، ناپدید شد تا اینکه یک گزارشگر در سال ۲۰۱۲ او را در جزیره گوادلوپ و با نام مستعار لین بوردوله پیدا کرد.

۹- بورلی آلیت (Beverly Allitt)

بورلی آلیت در چهارم جولای سال ۱۹۶۸ میلادی در انگستان متولد شد. او یک پرستار رسمی و یکی از بی رحم ترین قاتلین زنجیره ای تاریخ بشمار می رود. به این زن لقب «فرشته مرگ» داده بودند. او با تزریق مقدار زیادی انسولین، ۴ کودک را به قتل رساند. حباب های هوای مشکوکی نیز زیر پوست کودکان دیگر مشاهده شده بود.

در سال ۱۹۹۳ میلادی او دستگیر شد و در بیمارستان روانی رمپتون در ناتینگهامشایر دوران حبس خود را سپری کرد.

۱۰- آندریا یاتس (Andrea Yates)

آندریا یاتس یکی از مشهورترین زنانِ قاتل حرفه ای و اهل آمریکا بود. او متولد ۲ جولای سال ۱۹۶۴ میلادی بود. در بیستم ژوئن سال ۲۰۰۱ میلادی او ناگهان دچار جنون شد و هر ۵ فرزند خود را در وان حمام خانه اش خفه کرد.

کارشناسان جرم بر این باور هستند او از زندگی خود خسته شده بوده و تحمل فرزندان زیاد خود را نیز نداشته است. او پس از کشتن فرزند آخر، با پلیس تماس می گیرد و خود را معرفی می کند. پس از تشخیص ابتلا به بیماری روانی اسکیزوفرنی در یاتس، او را به بیمارستان روانی با امنیت بالا منتقل می کنند. در سال ۲۰۰۷ میلادی او به یک بیمارستان روانی دیگر با امنیت پایین تر منتقل شد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دیروز مودم tp-link رو از دکمه پشت ریست کردم و اطلاعاتی رو که پاک شده بودن رو دوباره وارد کردم ولی چراغ اینترنت مودم روشن نمی شد در حالی که چراغ adsl روشن می شد. خوب با خودم گفتم این آموزش رو قرار بدم تا هرکسی با این مشکل مواجه شد سریع حلش کنه!
اول از همه 192.168.1.1 این رو توی مروگر خودتون وارد کنید.



که با این صفحه روبه رو می شید و username و password رو admin  وارد کنید.
بعد توی صفحه های بعدی next  رو بدون این که چیزی رو تغییر بدین بزنید تا به صفحه ی زیر برسید.


username و password این صفحه رو باید از سرویس دهنده ی خودتون بپرسید و برای هرکس اینها متفاوت اند .چیزی که باید در نظر بگیرید اینه که vpi رو 0 وارد کنید. نکته ی دیگه این که اگه مودم رو از پشت ریست کردید و اطلاعات رو اشتباه وارد کردید دوباره از پشت ریست کنید!!! منظورم اینه که اگه اطلاعات رو اشتباه وارد کردید و از بخش run wizard دوباره ریست نکنید. مال من که این جوری درست شد.





نوع مطلب : معرفی سایت، آموزش ها، 
برچسب ها : روشن نشدن چراغ اینترنت بعد از ریست کردن، tp-link، مودم وای فای، خراب شدن مودم، روشن نشدن چراغ مودم،
لینک های مرتبط :


این روزها دیگر در امان بودن به کاری بسیار سخت تر از قبل تبدیل شده است و همین موضوع باعث شده که بسیاری از افراد، بویژه در کشورهای غربی و کشورهای جنگ زده خاورمیانه و آفریقا ترجیح دهند یک سلاح انفرادی را برای محافظت از جان خود و عزیزانشان همیشه همراه داشته یا در خانه نگهداری کنند. سلاح های انفرادی از بهترین سلاح هایی هستند که می توانند جان یک فرد را در مقابل دشمنانش نجات دهند. به همین دلیل است که ارتش ها بیش از هر نوع سلاح دیگری روی سلاح های انفرادی خود سرمایه گذاری می کنند. بدین ترتیب تصمیم گیری در مورد این که بهترین سلاح انفرادی گرم ساخته شده تاکنون چه سلاحی است کار دشواری می باشد. در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با ۱۰ سلاح انفرادی و شخصی برتری که تاکنون ساخته شده اند آشنا کنیم.

۱۰- یوزی ساب

۱۰ سلاح انفرادی عجیب و مرگبار سال ۲۰۱۸+تصاویر

در ساخت اسلحه انفرادی خودکار یوزی از پیچ های تلکسوپی استفاده شده است که این موضوع باعث شده که خشاب در درون سیستم شلیک تفنگ قرار گرفته و بدین ترتیب طول اسلحه به میزان قابل توجهی کاهش یابد. در سال ۱۹۴۰، یک سرگرد اسراییلی به نام یوزی گال، اولین نمونه مسلسل دستی انفرادی یوزی را ساخت. این مسلسل خودکار را می توان برای نیروهای پیاده در میدان نبرد یا در حملات انفرادی به کار برد. این سلاح انفرادی با وزن ۳٫۵ کیلوگرم و طول ۶۷ سانتیمتری خود در بیش از ۹۰ ارتش دنیا به کار گرفته شده است و یکی از معدود مسلسل هایی است که می توان روی آن صدا خفه کن نصب کرد. یوزی می تواند ۶۰۰ گلوله را در دقیقه شلیک کند و خشاب های آن از ۱۰ تا ۵۰ گلوله متغیر می باشد.

۹- کلت ام ۱۹۱۱ برونینگ

۱۰ سلاح انفرادی عجیب و مرگبار سال ۲۰۱۸+تصاویر

این سلاح انفرادی و کمری خارق العاده به خاطر سیستم برگشتی (عقب نشینی هنگام شلیک) خاص خود شناخته می شود که مهم ترین ویژگی این کلت به شمار می آید. این سلاح کمری قدرتمند در دوران جنگ های جهانی اول و دوم و همینطور جنگ ویتنام و کره مورد استفاده فراوان قرار گرفته و یکی از سلاح های کمری اصلی افسران آمریکایی بود. طراحی کلت ام ۱۹۱۱ نیز توسط جان براونینگ که یکی از مشهورترین طراحان و سازندگان اسلحه ایالات متحده و جهان می باشد در سال ۱۹۱۱ انجام گرفته است. مدل قدیمی این کلت ، برونینگ ۱۹۰۰ نام داشت و امروزه نیز حتی در رقابت های تیراندازی غیرنظامی نیز بهترین انتخاب محسوب می شود. کلت برونینگ ۱۹۱۱ سبک ترین سلاح کمری جهان (۱٫۱۰۵ کیلوگرم با خشاب خالی) بوده اما در زمره یکی از خطرناک ترین سلاح های انفرادی قرار دارد. خشاب این کلت ۷ گلوله کالیبر با خشاب ۰٫۴۵ را در خود جای می دهد.

۸- مسلسل ام جی ۴ هکلر و کخ

۱۰ سلاح انفرادی عجیب و مرگبار سال ۲۰۱۸+تصاویر


این سلاح خودکار فوق العاده توسط کمپانی مشهور آلمانی هکلر و کخ طراحی و ساخته شده است. ام جی ۴ یک سلاح نسبتاً سبک (با توجه به قدرت و نوع آن) است که گلوله ای ۵٫۵۶ میلیمتری داشته و از سال ۲۰۰۵ جایگزین سلاح انفرادی ام جی ۳ با گلوله ۷٫۶۲ میلیمتری شده است. طراحی این سلاح دستی طوری است که بسیار ایمن و کارآمد بوده و حتی در شرایط دشوار نبرد نیز برتری خاصی به دارنده این سلاح می دهد. وزن این سلاح در نمونه های مختلف حدود ۶ کیلوگرم است. نمونه های مختلف این سلاح انفرادی قدرت شلیک ۷۷۵ تا ۹۲۰ گلوله در دقیقه را دارند.

۷- آ کا ۴۷ کالاشنیکف


۱۰ سلاح انفرادی عجیب و مرگبار سال ۲۰۱۸+تصاویر

سلاح انفرادی آ کا ۴۷ یک اسلحه خودکار با سیستم گازی است که توسط یک اسلحه ساز افسانه ای روسی به نام میخاییل کالاشنیکف در سال ۱۹۴۷ طراحی و ساخته شده است. سیستم آتش انتخابی این مسلسل باعث شده که بتوان به صورت نیمه خودکار و یا خودکار از آن استفاده کرد. اولین نمونه های این سلاح قابلیت تا شو نداشته و کاملاً فلزی بود. این سلاح به دلیل سبکی و قدرت مانور فراوان و همچنین کاربردی بودن آن در شرایط سخت به عنوان محبوب ترین سلاح انفرادی در میان ارتش های جهان و بویژه گروه های شبه نظامی شناخته می شود. طراحی آ کا ۴۷ بسیار ساده بوده و سایز کوچک و وزن نسبتاً ناچیز آن، آ کا ۴۷ را به اسلحه ای تبدیل کرده که نگهداری و حمل آن بسیار آسان باشد. خشاب این اسلحه از ۵ تا ۷۵ گلوله متغیر بوده و کالیبر اصلی آن ۷٫۶۲ میلی متر است، هر چند کالیبرهای متفاوت دیگری از آن نیز وجود دارد

۶- اسلحه کمری گلاک کالیبر ۰٫۴۵

۱۰ سلاح انفرادی عجیب و مرگبار سال ۲۰۱۸+تصاویر


این اسلحه کمری در ابتدا توسط مهندسی به ارنست دورهام طراحی و ساخته شده و علیرغم کوتاه و سبک بودن از قدرت بالایی برخوردار است. بدنه لوله و نوک اسلحه کمری گلاک طوری طراحی شده که امکان انفجار آن بسیار ناچیز است و ماشه آن نیز با تماس و فشار بسیار کمی عمل می کند. وزن گلوله اصلی این تپانچه تنها ۱۳ گرم بود.

۵-تفنگ تهاجمی اچ کی ۴۱۶ اَی ۵

۱۰ سلاح انفرادی عجیب و مرگبار سال ۲۰۱۸+تصاویر


این مسلسل خارق العاده نیز از ساخته های کمپانی اسلحه سازی هکلر و کخ در سال ۲۰۰۴ است. این سلاح نیز از حمله مسلسل های قدرتمند با طول لوله کم به شمار آمده و نمونه های مختلفی از آن توسط نیروهای ویژه ارتش ایالات متحده مورد استفاده قرار گرفته است. وزن نمونه های مختلف این اسلحه انفرادی بین ۳ تا ۴ کیلوگرم متغیر است. اچ کی ۴۱۶ توان شلیک ۷۰۰ تا ۹۰۰ گلوله در دقیقه را دارد و دارای خشاب های ۲۰، ۳۰ و ۱۰۰ گلوله ای است. وزن این سلاح بین ۳ تا ۴ کیلوگرم متفاوت بوده و بین ۷۰۰ تا ۹۰۰ گلوله در دقیقه شلیک خواهد کرد. خشاب این سلاح نیز ۲۰،۳۰ یا ۱۰۰ گلوله ای می باشد و جالب این که در عملیات دستگیری و قتل بن لادن، نیروهای ویژه ارتش ایالات متحده از این سلاح استفاده نمودند.

۴- کلت عقاب صحرا

۱۰ سلاح انفرادی عجیب و مرگبار سال ۲۰۱۸+تصاویر


کلت نیمه اتوماتیک عقاب صحرا دارای طراحی منحصر بفرد و فوق العاده ای است که از آن میان می توان به شعله پوش بزرگ و لوله سه گوش اشاره کرد. طراحی اولیه این کلت نیز توسط یک کمپانی اسلحه سازی اسراییلی انجام گرفته است و طول کلی آن در بلندترین نمونه به ۳۷٫۵ نیم سانتیمتر می رسد. وزن کلت عثاب صحرا کمتر از ۲ کیلوگرم بوده و بر اساس نمونه سلاح کالیبر آن کمی متفاوت است. خشاب های این اسلحه از ۷ تا ۹ گلوله در نسخه های متفاوت تشکیل شده است و برد مفید آن نیز به ۲۰۰ متر می رسد.

۳- روولور اسمیت و وسون

۱۰ سلاح انفرادی عجیب و مرگبار سال ۲۰۱۸+تصاویر


تیم رولوور سبک وزن و پر کاربرد توسط کمپانی اسلحه سازی اسمیت و وسون طراحی و ساخته شده است و در هر هر شرایطی امکان بهترین هدفگیری و تیراندازی را برای دارنده خود فراهم می آورد. به همین دلیل این سلاح کمری در میان نیروهای نظامی و پلیس های سراسر جهان سلاحی محبوب است. وزن این سلاح کمر از یک کیلوگرم بوده و سیلندر آن ۶ گلوله را در خود جای می دهد.

۲- تفنگ تک تیراندازی ای اس ۵۰

۱۰ سلاح انفرادی عجیب و مرگبار سال ۲۰۱۸+تصاویر


این سلاح انفرادی خودکار در واقع به عنوان سلاحی برای تیراندازی دقیق از راه دور استفاده می شود و ساخت کمپانی Accuracy International می باشد. تک تیراندازان می توانند از فاصله های دور با استفاده از گلوله های آتشزا و انفجاری با دقتی خارق العاده علیه افراد دشمن و تجهیزات آن ها استفاده کنند.این اسلحه با استفاده از فشار گاز عمل کرده و در مقایسه با نسخه اولیه از ضربه عقب نشینی کمتری برخوردار است. با داشتن یک تکیه گاه اضافی در قسمت قنداق اسلحه که توسط دست یا پا نگه داشته می شود و استفاده از پایه های دوگانه ان در زیر لوله، می توان تیراندازی دقیقی را با این سلاح نیمه خودکار تجربه کرد. وزن این سلاح انفرادی خارق العاده ۱۲٫۲ کیلوگرم بوده و برد موثر آن نیز به ۱٫۸۰۰ متر می رسد. علاوه بر تغذیه دستی می توان با خشاب های ۵ تا ۱۰ گلوله ای این اسلحه را تغذیه نمود


۱- تفنگ با گلوله هدایت شونده

۱۰ سلاح انفرادی عجیب و مرگبار سال ۲۰۱۸+تصاویر

 

این سلاح تک تیرانداز بسیار دقیق از مسافت های دور تا برد موثرحدود ۱ کیلومتر طراحی شده و برای ساخت آن از تکنولوژی قفل موشکی و جت های جنگنده استفاده شده است. با استفاده از این سلاح دیگر اشتباه در هدفگیری به هر دلیلی، از بین خواهد رفت. سرعت گلوله این تفنگ به ۳۲ کیلومتر بر ثانیه خواهد رسید. این سلاح انفرادی علاوه بر استفاده توسط تک تیراندازان ماهر، مورد استفاده افرادی که به شکار می پردازند نیز قرار می گیرد زیرا از دقت بالایی برخوردار بوده و گلوله ان قابلیت هدایت دارد. حتی این اسلحه توانایی متصل شده به شبکه های محلی برای جمع آوری اطلاعات و استفاده از آن ها در روند شلیک به اهداف را داراست.





نوع مطلب :
برچسب ها : اسلحه، تفنگ، شات گان، کلت، اسنایپر، تک تیر انداز،
لینک های مرتبط :


– کتاب دست ‌نویس وینیچ (Voynich manuscirpt)

۱۸ معمای مرموز و حل نشده جهان ! + عکس

کتاب وینیچ کتابی دست‌نویس متعلق به قرون وسطی است که مشخص نیست با چه خط و زبانی نوشته شده است. بیش از صد سال است که بسیاری از افراد در سرتاسر دنیا برای شکستن کد این دست نوشته تلاش کردند ولی هیچکدام موفق به فهمیدن آن نشدند! تصاویری که در ورق‌های باقیمانده از این کتاب دیده می‌شود نشان می‌دهد که کتاب در زمینه داروسازی و درمان بیماری‌ها، ستاره شناسی و علوم رمز آمیز و پنهانی می‌باشد.

– مثلث برمودا (Bermuda Triangle)

۱۸ معمای مرموز و حل نشده جهان ! + عکس

مثلث برمودا، منطقه‌ای در آب‌های اقیانوس اطلس شمالی واقع شده است که تاکنون شمار زیادی از هواپیماها و قایق‌ها در آن ناپدید شده‌اند. در طی سال‌های بسیار دلایل مختلفی برای این ناپدید شدن‌های اسرارآمیز ارائه شده که از جمله آنها بدی آب و هوا، حمله فضایی‌ها، جابجا شدن زمان و برخی قوانین فیزیک بوده‌اند. هر چند که در بسیاری از گزارشات این اتفاقات پر از اغراق بوده ولی حقیقت این است افراد و اشیای بسیاری در این منطقه مثلث شکل ناپدید شده‌اند و هیچ دلیل محکمی در دست نمی‌باشد، اما نزدیک به ۱۵ سال است که دیگر برمودا خبرساز نشده است.

– کفن تورین (Shroud of Turin)

۱۸ معمای مرموز و حل نشده جهان ! + عکس

کفن تورین یک تکه پارچه کتان است که تصویر یک مرد در آن نقش بسته درحالی که به صلیب کشیده شده است. بیشتر کاتولیک‌ها معتقدند این پارچه، کفن عیسی مسیح می‌باشد. این کفن هم‌اکنون در کلیسای سنت جان در شهر تورین ایتالیا نگهداری می‌شود. با وجود بررسی‌های زیاد هنوز هیچ‌کس نتوانسته توضیح قابل قبولی بر چگونگی چاپ این تصویر ارائه دهد و تاکنون کسی قادر نبوده از روی آن کپی بردارد. آزمایشات رادیوکربن نشان می‌دهد که این تکه پارچه متعلق به قرون وسطی است.

باستان‌شناسان معتقدند این پارچه در قرن چهارم هم وجود داشته، پارچه دیگری نیز موجود است که می‌گویند سر عیسی‌مسیح با آن پوشیده شده بود. پروفسور مارک گاسکین پژوهشگر اسپانیایی در سال ۱۹۹۹ در مورد ارتباط این دو پارچه با یکدیگر تحقیقات مفصل علمی انجام داد. این تحقیقات که بر پایه تاریخ، آسیب‌شناسی، تجزیه خون و لکه‌های روی پارچه‌ها انجام گرفته بود، نشان می‌داد هر دو پارچه در دو زمان مجزا ولی نزدیک به هم سر یک نفر را پوشانده بوده‌اند.

– کشتی ماری سلست (Mary Celeste)

۱۸ معمای مرموز و حل نشده جهان ! + عکس

کشتی ماری سلست در سال ۱۸۶۰ در «نووا اسکوتیا» به آب انداخته شد. نام اولیه این کشتی «آمازون» و طول آن ۱۰۳ فوت بود و ۲۸۰ تن وزن داشت. به مدت ده سال ماری سلست پشت سر هم گرفتار حوادث متعددی شد و این کشتی صاحبان مختلفی داشت تا این‌که سرانجام در یک حراجی در نیویورک به قیمت سه هزار دلار فروخته شد. صاحب جدید، تعمیرات اساسی روی آن انجام داد و با نام جدید «ماری سلست» آن را به آب انداخت.

کاپیتان جدید بنجامین بریگز ۳۷ ساله بود که به همراه همسر و تنها دخترش و به اتفاق خدمه سوار کشتی شد و در نوامبر ۱۸۷۲ به سمت ایتالیا راه افتاد. هیچ یک از سرنشینان کشتی هرگز دوباره دیده نشدند. مدتی بعد کشتی سرگردان در اقیانوس پیدا شد و هیچ اثری از خدمه‌اش در آن دیده نمی‌شد ولی هیچ‌کس در آن نبود و تمام مدارک به جز گزارشات روزانه کاپیتان ناپدید شده بود. اوایل سال ۱۸۷۳ دو قایق نجات در اسپانیا به ساحل نشستند. در یکی از آنها جسد یک نفر به همراه پرچم آمریکا بود و در دیگری جسد پنج نفر دیده می‌شد. برخی معتقدند این اجساد بقایای سرنشینان ماری سلست بودند ولی حقیقت این است که هویت این اجساد هیچ وقت کشف نشد.

– زمزمه تائوس (The Taos Hum)

زمزمه تائوس یا زمزمه طبیعت در بسیاری از نقاط دنیا شنیده می‌شود. این صدا اغلب در محیط‌های ساکت به گوش می‌رسد و شبیه صدای موتوری است که از فاصله دور می‌آید و بیشتر در ایالات متحده، انگلستان و کشورهای شمال اروپا رخ می‌دهد. هر چند که تاکنون پژوهش‌های بسیاری برای پیدا کردن منبع این صدا و ضبط آن انجام شده ولی هنوز هیچ‌کس نتوانسته به نتیجه‌ای دست یابد.

بلندترین زمزمه تاکنون در شهر کوچک تائوس در نیومکزیکو شنیده شده است. در سال ۱۹۹۷ کنگره آمریکا گروهی از دانشمندان انستیتوهای علمی معتبر این کشور را مامور تحقیق در این زمینه کرد ولی تا به امروز هیچ‌کس علت این صدای زوزه مانند را کشف نکرده است.

– جاده بیمینی (The Bimini Road)

۱۸ معمای مرموز و حل نشده جهان ! + عکس

در سال ۱۹۶۸ غواصان، صخره‌ای عجیب و زیردریایی را کشف کردند که در نزدیکی جزیره بیمینی شمالی در باهاماس قرار داشت. هنوز هم هستند کسانی که معتقدند سنگ‌های این صخره به طور طبیعی ساخته شده‌ ولی به خاطر نوع نظم غیرمعمول این سنگ‌ها، بسیاری فکر می‌کنند که بخشی از شهر گمشده آتلانتیسمی‌باشند. شاید عاملی که بیشتر باعث اسرارآمیز شدن این جاده شدهادگار کایس پیشگو است که می‌گفت : «در سال‌های ۱۹۶۸ الی ۱۹۶۹ بخشی از یک معبد که هنوز کشف نشده است در دریاهای نزدیک بیمینی، عیان خواهد شد.»

دکتر گرگ لیتل باستان‌شناس آماتور در تحقیقات اخیر خود صخره جاده مانند دیگری درست شبیه صخره اولی را در زیر آن پیدا کرد. او معتقد است این صخره‌ها قسمت بالایی یک دیوار قدیمی یا یک اسکله می‌باشند. به هر حال این صخره‌ها هر چه که باشند چندان محتمل به نظر نمی‌رسد که دست طبیعت خود به خود سنگ‌ها، شن‌ها و صدف‌ها را این طور منظم در کنار هم قرار داده باشد.

– مشاهده موجودی عجیب (The Loch Ness Monster)

۱۸ معمای مرموز و حل نشده جهان ! + عکس

لاک نس یا لخ نس نام برکه ای در بریتانیا است که سالیان سال است که مردم درباره مشاهده موجودی عجیب در آن هشدار می دهند! تاریخچه مشاهده این موجودات عجیب به قرن شانزدهم برمیگردد ولی یکی از جدید ترین مشاهدات در ۲۲ جولای ۱۹۳۳ رخ داد و زمانی که آقای جرج اسپایسر به همراه همسرش یکی از شگفت انگیزترین موجودات زندگی اشان را جلوی اتومبیل خود دیدند.

این زوج گزارش دادند که این موجود بدن بزرگ و گردن باریک و یک دم بلند داشت! بخاطر سراشیبی جاده متاسفانه موفق به مشاهده قسمتی پایینی بدن حیوان نشدند! این موجود عجیب از جلوی اتومبیل آنها به سمت دریاچه حرکت می کرد!

البته این اولین باری در دنیای امروز نیست که چنین موجود عجیبی مشاهده می شود؛ بارها کشتی های نظامی با دستگاه های ردیابی خود نیز چنین موجودات عجیبی را شناسایی کرده اند و گاها افراد عادی نیز با استفاده از دوربین موفق به عکس برداری و فیلم برداری نیز شده اند؛ اما در تمامی این فیلم ها و عکس ها کیفیت بسیار پایین بوده و هیچ شخصی موفق به شناسایی کامل موجود نشده است.

– پا گنده (Bigfoot)

۱۸ معمای مرموز و حل نشده جهان ! + عکس

بیگ فوت یا ساسکواچ به انسانی میمون مانند گفته می‌شود که در نواحی جنگلی شمال غربی اقیانوس آرام و بخشی از بریتیش کلمبیا دیده شده است. برخی کارشناسان بیگ فوت را موجودی تخیلی و برگرفته از افسانه‌ها می‌دانند ولی برخی دیگر به شدت از وجود آن حمایت می‌کنند.

– جک قاتل (Jack the Ripper)

۱۸ معمای مرموز و حل نشده جهان ! + عکس

در اواخر سال ۱۸۸۸ لندن یکی از بدترین و ترسناک ترین روزهای خود را سپری میکرد! قاتلی که خود را Jack The Ripper مینامید شروع به کشتن زن ها در لندن کرد! البته طیف خاصی از زنان و کشتن آنها به شکل خاص! تمامی قربانیان این قاتل زنان فاحشه بودند و قاتل گلوی آنها را بریده و بدن آن ها را مانند تشریح بدن، باز میکرد!

در بسیاری مواقع پلیس دقیقا بعد از پاره شدن بدن قربانی به محل میرسید ولی نمی توانست چیزی پیدا کند! حتی امروزه و با پیشرفته ترین دستگاه های شناسایی پلیس هم این قاتل شناسایی نشد. این قاتل ناشناس موضوع جالبی برای فیلم و کتاب شد، به طوری که بیشتر از ۱۰۰ کتاب مختلف در مورد او نوشتند. تصویری هم که میبینید، نامه ای است که شخصی که خود را قاتل معرفی کرده به یک روزنامه ارسال کرده.

– قاتل زودیاک (The Zodiac Killer)

۱۸ معمای مرموز و حل نشده جهان ! + عکس

یک نمونه از نامه های رمزی زودیاک را در سمت راست می بینید

قاتل زودیاک در اواخر دهه ۱۹۶۰ به مدت ده ماه فعالیت ‌کرد و بعد دیگر هیچ خبری از او نشد، در این مدت او پنج نفر را کشت و دو نفر را زخمی کرد. این دو نفر زخمی نیز به طرز معجزه‌آسایی از مرگ نجات یافتند در حالی که قاتل فکر می‌کرد آنها را کشته است. بعد از هر قتل، قاتل که به زودیاک معروف شده بود به پلیس تلفن می‌کرد و خبر قتل آنها را می‌داد. او در نامه‌های خود به روزنامه‌ها می‌نوشت : من دوست دارم مردم را بکشم. کشتن یک انسان خیلی لذت‌بخش‌تر از حیوانات است چون انسان خطرناک‌ترین حیوان روی زمین می‌باشد. هنوز هم راز قاتل زودیاک برملا نشده است.

فیلم زودیاک کیلر در سال ۲۰۰۷ توسط دیوید فینچر ساخته شد.

– زن عجیب (The Babushka Lady)

۱۸ معمای مرموز و حل نشده جهان ! + عکس

بعد از ترور جان اف کندی، FBI تمامی فیلم ها و عکس های ماجرا را برای پیدا کردن قاتل بازبینی کرد. تنها چیزی که در این فیلم ها خودنمایی میکرد زنی بود که در عکس میبینید! این زن اورکت قهوه ای رنگی پوشیده و یک روسری به سر خود گذاشته، حالت استادن وی نشان میدهد که چیزی جلوی صورت خود دارد که پلیس احتمال میدهد دوربین باشد! در زمانی که به جان اف کندی تیر اندازی شد و تمامی مردم در حال فرار از محل بودند، این زن همچنان در صحنه باقی مانده بود و مشغول فیلمبرداری بود!

پلیس FBI طی بیانیه های متعددی به شکل عمومی خواستار این شد که این زن خود را معرفی کرده و فیلم هایی که گرفته برای پیدا شدن شواهد بیشتر به آنها تحویل دهد ولی هرگز پیدا نشد!

در سال ۱۹۷۰ زنی به نام Beverly Oliver خود را معرفی کرد و گفت که او همان زن است! پلیس طی گفت و گوهایی که با او انجام داد فهمید که در گفتارهای این زن تناقض وجود دارد و احتمالاً دروغ می گوید. تا این لحظه هیچکس نفهمید که این شخص که بوده و آنجا چه می کرده.

– نورهای مارفا (Marfa lights)

۱۸ معمای مرموز و حل نشده جهان ! + عکس

نورهای مارفا، نورهایی غیرقابل توضیح هستند که به نورهای ارواح هم معروفند. این نورها در مارفا واقع در ایالت تگزاس دیده می‌شوند. می‌گویند این نورها به اندازه یک توپ بسکتبال هستند و در ارتفاع ۲ متری زمین شناور می‌باشند. نورهای مارفا به رنگ‌های سفید، زرد، نارنجی یا قرمز و گاه سبز و آبی دیده شده‌اند و به سرعت در جهات مختلف حرکت می‌کنند. هنوز هیچ کس از فاصله کاملا نزدیک آنها را ندیده است ولی دانشمندان احتمال می‌دهند این نورها، برق حاصله از تپه‌های کوارتز همان نزدیکی باشد.

– قتل حل نشده کوکب سیاه (Black Dahlia)

در سال ۱۹۴۷ جسد الیزابت شورت که به نحو دهشتناکی دو پاره شده و به شکل ویژه ای قرار گرفته بود، در یک پارکینگ در لس آنجلس کشف شد. معمای این جنایت و جنایات مشابه آن در آن سالها، تا به امروز حل نشده باقی مانده است.

– مهاجران رونوک (The Roanoke Colony)

۱۸ معمای مرموز و حل نشده جهان ! + عکس

در سال ۱۵۸۴ سر والتر رالی به دستور ملکه الیزابت اول به ساحل شرقی آمریکای شرقی رفت تا به وضع مهاجران انگلیسی سامان دهد. بین سال‌های ۱۵۸۵ تا ۱۵۸۷ دو گروه از مهاجران در دو منطقه جای گرفتند و تشکیل مستعمره دادند. یکی از این گروه‌ها به جنگ با قبایل بومی آمریکا پرداخت و پس از مدتی از آنجا که دیگر مواد غذایی و نیروی جنگیدن نداشتند دوباره به انگلستان بازگشتند. گروه دوم با بعضی از قبایل طرح دوستی ریختند ولی این سیاست هم نتیجه‌ای نداشت و بسیاری از آنها کشته شدند.

سرانجام این مهاجران شخصی به نام جان وایت را مامور کردند تا به انگلستان برود و کمک بیاورد. وایت به هنگام ترک آنجا دید که نود مرد، هفده زن و یازده بچه در آن مستعمره زندگی می‌کردند ولی وقتی در سال ۱۵۹۰ وایت دوباره به آمریکا برگشت هیچ اثری از آنها نبود، حتی اثری از دعوا و جنگ هم به چشم نمی‌خورد. این گروه از مهاجران به نام «مستعمره گمشده» معروف شده‌اند و هنوز کسی از ساکنین آن خبری ندارد.

– مرد بالدار (The Mothman)

مرد بالدار نام موجودی عجیب است که اوج رویت آن بین سال‌های ۱۹۶۶ و ۱۹۶۷ در ویرجینیای غربی بوده است. در سال ۲۰۰۷ هم گزارش‌هایی مبنی بر رویت آن موجود ثبت شده است. آنها که مرد بالدار را دیده‌اند، می‌گویند این موجود سر ندارد، اما چشمان درشت و سرخی دارد که روی سینه‌اش می‌درخشند. افراد زیادی تاکنون خبر داده‌اند که مرد بالدار را دیده‌اند ولی هیچ عکسی از آن در دست نمی‌باشد.

– دی. بی. کوپر (D. B Cooper)

۱۸ معمای مرموز و حل نشده جهان ! + عکس

دی.بی.کوپر یا دن کوپر نام مستعاری است که به یک هواپیماربا داده شده است. دن کوپر در تاریخ ۲۴ نوامبر سال ۱۹۷۱ یک هواپیمای بویینگ ۷۲۷ را ربود و پس از دریافت ۲۰۰ هزار دلار در حالی که هواپیما بر روی اقیانوس آرام پرواز می‌کرد از آن پایین پرید. هیچ‌کس نمی‌داند کوپر از آن پرش جان سالم به در برد یا نه، ولی در سال ۱۹۸۰ یک پسر بچه هشت ساله ۵۸۰۰ دلار اسکناس بیست دلاری خیس را در ساحل رودخانه کلمبیا پیدا کرد که شماره سریال آنها با شماره سریال پول‌هایی که به کوپر داده شد، یکی بود. همین اتفاق باعث شد که از آن پس در هواپیماها ردیاب فلزی کار بگذارند.

– ال چوپاکابرا (El Chupacabra)

۱۸ معمای مرموز و حل نشده جهان ! + عکس

ال چوپاکابرا ( مکنده خون بز ) بیشتر در کشورهای آمریکای لاتین دیده شده است و احتمالا موجودی سنگین وزن با جثه‌ای کوچک‌تر از خرس می‌باشد که یک ردیف فلس شبیه دایناسورها از پشت گردن تا محل درآمــدن دم روی بـدن خود دارد. این نام لاتین به این دلیل بر روی آن گذاشته شده که به گفته شاهدها این موجود حیوانات به ویژه بز را می‌کشد و خون آنها را می‌مکد. می‌گویند این موجود صورتی شبیه سگ یا پلنگ، زبان دراز نوک تیز و دندان‌های بزرگی دارد و بویی شبیه بوی گوگرد بر جای می‌گذارد و به هنگام خطر چشمانش قرمز رنگ شده و می‌درخشند.

– کنت سن ژرمن (Conte de Saint Germain)

۱۸ معمای مرموز و حل نشده جهان ! + عکس

کنت سن ژرمن نجیب‌زاده‌ای ماجراجو، مخترع، دانشمند آماتور، نوازنده ویلون، آهنگساز آماتور و بالاخره مردی اسرارآمیز بود. او در زمینه علم کیمیاگری هم مهارت‌هایی داشت و مردم او را مرد شگفت‌انگیز می‌نامیدند





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 12 تیر 1398 :: نویسنده : محمد امین نوروزی

در ریاضیات به مسائلی که تاکنون اثبات یا رد نشده‌اند، «مسئله‌های باز» گفته می‌شود. اغلب این مسائل در سطوح بالای ریاضی مطرح می‌شوند و دارای ظاهری مشکل هستند؛ مانند مسائل هزاره که حل هرکدام از آن‌ها یک میلیون دلار به جیب شما سرازیر می‌کند؛ اما شاید اهمیت حل آن‌ها بیشتر از جایزه‌‌ باشد؛ همان‌طور که گریگوری پرلمان وقتی در سال ۲۰۰۶ یکی از مسائل هزاره را حل کرد، یک میلیون دلار را نپذیرفت. او گفت «من همه‌ی آنچه را که می‌خواهم، در اختیار دارم. من می‌توانم هستی را کنترل کنم؛ پس به من بگویید چرا باید دنبال یک میلیون دلار باشم؟».

نطریه ریمان

یکی دیگر از همین مسائل که به فرضیه‌ی ریمان معروف است؛ از مشهورترین و مهم‌ترین مسائل حل نشده‌ی ریاضی به شمار می‌رود که نتایجی را در ارتباط با توزیع اعداد اول در بر دارد. عکس بالا، دست‌خط ریمان را در سال ۱۸۵۹ نشان می‌دهد؛ زمانی که فرضیه‌ی مهم خود را بیان کرد. اما فارغ از تمام موارد یادشده، مسائلی وجود دارند که با وجود ظاهر ساده و قابل فهم، حل‌نشده باقی مانده‌اند؛ مسائلی که هر‌کس با دانش دبیرستانی می‌تواند آن‌ها را درک و روی کاغذ امتحان کند. در این مقاله به هفت نمونه از مسائل این‌چنینی خواهیم پرداخت.

حدس کولاتز

۱. حدس کولاتز

یک عدد طبیعی انتخاب کنید؛ اگر زوج بود آن را بر ۲ تقسیم کنید و اگر فرد بود آن را ۳ برابر کنید و با ۱ جمع ببندید؛ برای عدد جدید به‌دست‌آمده همین فرایند را تکرار کنید؛ اگر این کار را ادامه دهید، در نهایت به عدد ۱ خواهید رسید؛ به‌عنوان مثال:

۷→۲۲→۱۱→۳۴→۱۷→۵۲→۲۶→۱۳→۴۰→۲۰→۱۰→۵→۱۶→۸→۴→۲→۱

 این موضوع در سال ۱۹۳۷ توسط لوتار کولاتز مطرح شد و کماکان بعد از گذشت چندین دهه، حلی برای آن در دسترس نیست. درستی این حدس تا عدد ۲۶۰ توسط کامپیوتر بررسی شده است؛ اما هنوز اثباتی برای آن وجود ندارد.

اعداد دوقلو

۲. اعداد اول دو‌‌قلو

همان‌طور که می­‌دانید عدد اول، عددی است که تنها بر ۱ و خودش بخش‌پذیر باشد. اعداد اولی که با همدیگر ۲ واحد اختلاف دارند، اعداد اول د‌و‌قلو نامیده می­‌شوند؛ مانند (۳٬۵) یا (۱۱٬۱۳).

بزرگ‌ترین اعداد اول دو‌قلوی کشف‌شده  که دارای ۳۸۸,۳۴۲ رقم هستند؛ برابرند با:

اعداد اول دوقلو

این اعداد در سپتامبر ۲۰۱۶ کشف شدند. تعداد جفت‌های اعداد دوقلو تا عدد ۱۰۱۸ برابر است با ۸۰۸۶۷۵۸۸۸۵۷۷۴۳۶. آیا تعداد اعداد اول دوقلو نامتناهی است؟ سؤالی که تاکنون بی‌پاسخ مانده است. اعداد اول سه‌قلو به سه عدد فرد متوالی گفته می‌شود که هر سه‌ی آن‌ها اول باشند؛ تنها اعداد اول سه‌قلو (۳٬۵٬۷) هستند، چرا؟

حدس گلدباخ

۳. حدس گلدباخ

یکی از معروف‌ترین و قدیمی‌ترین مسائل حل‌نشده در ریاضیات، حدس گلدباخ است که با وجود صورت بسیار ساده‌ای که دارد، حدود ۲۷۰ سال ذهن ریاضیدان‌ها را به خود مشغول کرده است. آرزوی هر ریاضیدانی این است که آن را حل کند و چه‌بسا برای رسیدن به حل آن همچون فیلم «اتاق فِرما» دست به هر کاری بزنند! حدس گلدباخ بیان می­‌کند که «هر عدد صحیح زوج بزرگ‌تر از ۲ را می‌توان به‌صورت مجموع دو عدد اول نوشت.» به‌عنوان مثال:

۴=۲+۲

۶=۳+۳

۸=۵+۳

این حدس در سال ۱۷۴۲ میلادی توسط کریستین گلدباخ در نامه‌ای به لئونارد اویلر مطرح شد. تلاش‌­های بسیاری در اثبات این حدس انجام شده است؛ تلاش‌هایی که منجر به کشف قضیه‌های دیگر شده‌اند؛ اما این حدس کماکان حل‌نشده باقی مانده است. در سال ۱۹۹۲ مؤسسه‌ی انتشاراتی مشهور Faber & Faber کتاب داستان پرفروشی با عنوان «عمو پتروس و حدس گلدباخ» منتشر کرد که در آن، تاریخ ریاضیات در قالبی جذاب و داستانی شرح داده شده است. بعد از چند سال، انتشارات مزبور به منظور تبلیغ برای فروش بیشتر، جایزه‌ای یک میلیون دلاری برای کسی که از تاریخ ۲۰ مارس  ۲۰۰۰ ،حداکثر به مدت دو هفته موفق به اثبات حدس گلدباخ شود، تعیین کرد؛ اما تا اتمام تاریخ مقرر و پس از آن، تاکنون هنوز هیچ ریاضیدانی از پس اثبات این حدس به‌ظاهر آسان، برنیامده است. در سال ۲۰۱۴ توسط کامپیوتر نشان داده شد که این حدس برای اعداد زوج کوچک‌تر از ۱۰۱۸×۴ درست است؛ اما هر چقدر این بررسی جلو برود، کافی نخواهد بود و در انتها تنها چاره‌ی ما تلاش برای اثبات آن است.

اعداد کامل

۴. اعداد کامل

دکارت گفت «اعداد کامل همچون انسان‌های کامل، کمیاب هستند.» عدد کامل عددی است که برابر جمع مقسوم‌علیه‌های به غیر خودش باشد؛ به‌عنوان مثال مقسوم‌علیه‌های ۶ به غیر خودش؛ ۱،۲،۳ هستند و داریم: ۶=۳+۲+۱. چند عدد کامل ابتدایی عبارتند از: ۲۸؛ ۴۹۶؛ ۸۱۲۸؛ ۳۳۵۵۰۳۳۶.

در ژانویه‌ی سال ۲۰۱۶، چهل‌ و ‌نهمین عدد کامل کشف شد؛ این عدد دارای ۴۴,۶۷۷,۲۳۵ رقم است و مقدار آن برابر است با:

49 امین عدد کامل

از ویژگی‌های جالب اعداد کامل این است که آن‌ها را می‌توان به‌صورت جمع اعداد طبیعی متوالی یا جمع مکعب اعداد فرد متوالی نوشت. همچنین هر عدد کامل زوج، حتما به ۶ یا ۸ ختم می‌شود.

اعداد کامل

همچنان این سؤال‌ها که «آیا عدد کامل فرد وجود دارد؟» و «آیا تعداد اعداد کامل نامتناهی است؟» بی‌پاسخ مانده‌اند.

به نظر شما آیا عددی وجود دارد که مساوی با دو برابر جمع مقسوم‌علیه‌های به غیر از خودش باشد؟ نترسید! این سؤال حل شده است و پاسخش را به عهده‌ی خودتان می‌گذاریم. به این عدد، عدد کامل از مرتبه‌ی سه گفته می‌­شود.

حدس لژاندر

۵. حدس لژاندر

این حدس بیان می‌کند «بین مجذور هر دو عدد طبیعی متوالی، حداقل یک عدد اول وجود دارد». این مسئله در سال ۱۹۱۲ توسط لژاندر بیان شد و حدود صد سال است که برای آن اثباتی پیدا نشده است. جالب است بدانید حل این حدس اگرچه منجر به حل فرضیه ریمان نمی‌­شود؛ اما قوی‌تر از یکی از نتایج فرضیه‌ی ریمان است.

پی

۶. گنگ بودن π+e و πe

همان‌طور که می‌دانید به عددی گنگ گفته می‌شود که نتوان آن را به‌صورت کسری نوشت یا به عبارت ساده‌­تر؛ وقتی به‌صورت اعشاری نوشته شود، دارای الگوی مشخصی نباشد. اثبات گنگ بودن عددی مانند رادیکال ۲ راحت است. اما در حالت کلی اثبات گنگ بودن یک عدد، مسئله‌ی سختی به شمار می‌رود؛ به‌عنوان مثال اثبات گنگ بودن عدد پی در قرن ۱۸ توسط لمبرت و بعد از  اثبات گنگ بودن عدد نپر اتفاق افتاد. اما تاکنون اثبات نشده است که π+e و  πe گنگ هستند یا خیر.

نکته‌ی جالب در مورد این موضوع آن است که ما می‌­دانیم حداقل یکی از دو عبارت فوق گنگ است اما کدام یک؟

۷. حدس اردیش-استراوس

حدس اردیش-استراوس در سال ۱۹۴۸ توسط دو ریاضیدان به همین نام ارائه شد؛ این حدس بیان می‌کند «هر عدد گویا به‌صورت ۴ بر روی n را می‌توان به‌صورت جمع سه کسر به شکل زیر نوشت:»

حدس اردیش-استراوس

به عنوان مثال:

حدس اردیش-استراوس

 درستی این حدس توسط کامپیوتر تا عدد ۱۰۱۷ تائید شده است؛ اما کماکان اثباتی برای آن وجود ندارد.

شاید صورت ساده‌ی بعضی از این مسائل شما را نیز به فکر حل آن‌ها یا طرح سؤال حل‌نشده‌ای به نام خودتان انداخته باشد. مطمئنا روزی این مسائل حل خواهند شد، حتی اگر این تلاش همچون قضیه‌ی اخر فرما ۳۵۸ سال طول بکشد. اما در انتها همواره سؤال‌های حل‌نشده‌ای هستند که ذهن پرسشگر انسان را به چالش بکشند.





نوع مطلب :
برچسب ها : ریاضی، ریاضی سخت، مسایل حل نشده، ریاضیدان،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 12 تیر 1398 :: نویسنده : پریسا امانت
همش احساس می کردم یه چیزی توی وبلاگ کمه با خودم گفتم بیام صندلی داغ بزارم !
خودم از خودم سوال می کنم خودم هم جواب می دم


وقت های بیکاری چی کار می کنی؟
-می خوابم

طولانی ترین خوابی که داشتی چند ساعت بود؟
-14 ساعت

فیلم مورد علاقه؟
- فیلم که زیاده نمیشه ییش رو انتخواب کرد بیشتر فیلم های مارول رو دوست دارم

کلاس چندمی و چند سالته؟
-17 سالمه و یازدهم رشته تجربی

اصلا دوستی داری؟
-دوست صمیمی نه ولی دوست معمولی زیاد دارم!

نقاشیت چه طوره؟
-خوبه عین نقاشی 17 ساله هاست

اولین انیمه؟
- انیمه ناروتو. طولانی بود ولی قشنگ بود.

بدترین لحظه زندگیت ؟
-سر امتحان ریاضی!

ورزش مورد علاقه؟
- همه ی ورزش هارو دوست دارم ولی تکواندو رو بیشتر

تا حالا عاشق شدی؟(یه لظحه جو گرفت فکر کردم برنامه تلویزیونیه)
- عاشق چه جوری مثلا. من عاشق غذا شدم عاشق فیلم و بازیگرا شدم .کلا هر ثانیه یه بار عاشق می شم. آدم عشقی ام من

قیافت تو دنیای واقعی چه جوریه؟
-معمولی

نمره ریاضی؟
-آخه این چه سوالیه؟15 شدم

معدل؟(احساس می کنم خودم دارم مچ خودم رو میگیرم)
- 18

هدفت از وبلاگ نویسی
-مثل این می مونه بگن هدف از تلگرام رفتن چیه؟ قانع شدید یا با تصویر توضیح بدم؟

تو چه چیزی خوبی؟
- من خودم احساس می کنم تو همه چی خوبم. بقیه باید این رو جواب بدن:/







نوع مطلب : طنز، 
برچسب ها : طنز، سرگرمی، صندلی داغ، صندلی گرم، پریسا امانت،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 11 تیر 1398 :: نویسنده : پریسا امانت

هفت آدرس ایمیل کار آمد


۱. Pdf@koolwire.com

اگر به این ایمیل یک بزنید و به آن یک فایل مثل یک عکس یا یک پرونده آفیس را الصاق کنید این ایمیل به شما یک نسخه PDF آن را میل می کند. به همین راحتی!

۲. photos@flickr.com

فلیکر برای شما یک آدرس در اینجا تهیه کرده است که اگر از طریق آن عکسی را ( از طریق الصاق کردن ) بفرستید آن وقت عکس شما در فلیکر آپلود می شود. موضوع نامه تیتر و بدنه نامه توضیحات عکس را تشکبل خواهند داد.

۳.  prod@writely.com

این آدرس ایمیل برای گوگل داک است و شما می توانید مطالب خود را از طریق این سامانه برای گوگل داک بفرستید. این قسمت هم برای شما تهیه شده است.

۴. wsmith@wordsmith.org

شما می توانید از طریق این آدرس ایمیل متن خودتان را ترجمه کنید. یعنی کلمه شما از نظر معنی برای شما باز می شود. ساده ترین راه برای فهمیدن ترجمه انگلیسی به انگلیسی یک لغت. فقط یادتان باشد در عنوان بنویسید define myword و در متن نامه هم که عبارتتون رو بنویسید.

۵. go@blogger.com

اگر از داشبودتون گزینه ارسال بوسیله ایمیل را علامت بزنید می توانید از طریق این آدرس ایمیل به بلاگرتون مطلب بفرستید. مخصوصا الان که در دسترس نیست!

 ۶. pdf2txt@adobe.com

یک هدیه بسیار زیبا. PDF تان را به ایمیل سنجاق کنید و آن را برای سایت آدوبی بفرستید. نسخه متنی فایل شما آماده است. این هم یک راه حل آلترناتیو برای زمانی که یک PDF خوان دم دست نیست!

۷.   www@web2mail.com

و این هم یک ایمیل واقعا به دردبخور! سایت اجرا نمی شود؟ آدرس بدهید. یک کپی تحویل بگیرید. امتحان کنید




نوع مطلب : آموزش ها، 
برچسب ها : ایمیل، آدرس ایمیل، آموزش، ایمیل کارآمد،
لینک های مرتبط :


توی برخی از نقاط جهان انسان هایی بودن که تونستن نشانه های مرگ خودشون یا دیگران رو ببینن.توی مطلب پایین 10 تا از این مشاهدات رو آوردم


۱۰- مشاهدات اگلینتون

آرچیبالد ویلیام مونتگومری که او را با نام سیزدهمین ارل اگلینتون و اولین ارل وینتون (۱۸۱۲-۱۸۶۱ میلادی) می‌شناسد ظاهراً مردی شناخته شده و محبوب بین مردم کشورش بوده است. این مرد را به خاطر تلاش هایش برای بازگرداندن مسابقات مبارزه با نیزه در انظار عمومی می‌شناسند. متاسفانه باران سنگین روز مسابقه باعث شد که تماشاگران میدان مسابقه را ترک کنند و وقتی روز بعد مسابقه از نو آغاز شد از ۱۰.۰۰۰ نفری که روز قبل آمده بودند بسیاری برنگشتند.

در ۴ اکتبر ۱۸۶۱، لرد اگلینتون در حال بازی گلف در منطقه‌ای در اسکاتلند بود که ناگهان در حین مسابقه ایستاد و به همبازی خود چنین گفت: «دیگر نمی‌توانم بازی کنم. مرد خاکستری تیره اینجاست.

سومین بار است که او را می‌بینم. قرار است اتفاق بدی برایم رخ دهد». این مرد خاکستری تیره در میان اسکاتلندی‌ها به عنوان یک روح که خاندان‌های خاصی را درگیر می‌کند شناخته می‌شد. اگلینتون همان شب به طور ناگهانی در اثر خونریزی داخلی که ظاهراً در اثر سکته قلبی رخ داده بود جان باخت.

 

۹- مرگ بغل می‌کند

در سال ۱۹۲۴، خانم بلیس کلمن و همسرش در یک اتاق اجاره‌ای در اوکلند، کالیفرنیا ساکن بودند او هر روز عادت داشت که ساعت ۴ بعدازظهر و در مدت استراحتش در محل کار به اتاق خود سر می‌زد. یک روز وقتی که خانم کلمن رأس ساعت ۴ در حال بازگشت به خانه بود، وقتی وارد خانه شد زنی را دید که ساکن طبقه سوم بوده و در حال صحبت با زن صاحب ملک بود. کنار این زن مستاجر یک اسکلت بلند بود که دست هایش را دور کمر او حلقه کرده بود

نه زن مستاجر و نه زن صاحبخانه ظاهراً متوجه این اسکلت نبودند. کلمن جیغ زنان از بین دو زن گذشته و خود را به اتاقش رساند. سه هفته بعد مستاجر طبقه سوم درگذشته و فرزندانش را بی مادر گذاشت.

 
۸- مهربانی و پذیرایی مشکوک

جنگ داخلی انگلستان که از سال ۱۶۴۲ تا ۱۶۵۱ ادامه داشت زندگی سر ریچارد فنشاو و همسرش را زمانی که این دو فهمیدند همسایه هایشان قصد دار زدنشان را دارند به هم ریخت. آن‌ها مجبور به ترک خانه خود شده و در راهشان به سمت اسپانیا در خانه برخی از دوستانشان اقامت می‌کردند. در یکی از شب ها، آن‌ها در قصری متعلق به لیدی هونارا اوبراین اقامت کردند

بعد از شام و صحبت‌های مودبانه. فنشاو‌ها عذرخواهی کرده و به اتاقشان برای خوابیدن رفتند. نیمه شب لیدی فنشاو با شنیدن صدایی بیدار شده و وقتی پرده را کنار زد زنی را دید که از بیرون به روی پنجره خم شده بود. این زن لباس سفید به تن داشته و مو‌های قرمز داشت و به زبان باستانی ایرلندی فریاد می‌زد: «سوگواری کن، سوگواری کن» و سپس مانند یک ابر ذوب شده و ناپدید شد. صبح روز بعد که فنشاو‌ها هیچ توضیحی برای اتفاق شب گذشته نداشتند ماجرا را با بانوی قصر در میان گذاشتند و او گفت که شب گذشته او نیز نخوابیده، زیرا بر بالین برادرزاده اش بوده که حدود ساعت ۲ صبح فوت کرده است. خانواده فنشاو شب دوم دیگر آنجا نماندند.

 
۷- دست زدن

در سال ۱۹۳۴، الیوت اودانل که یک نویسنده بود داستانی عجیب از زن جوانی از خانواده مکنزی در اسکاتلند را روایت می‌کند. او می‌گوید که زن جوان یک روز صبح به اتاق خواب خود می‌رود تا چیزی را با خود بیاورد و زمانی که در حال ترک اتاق بود صدای افتادن چیزی را می‌شنود و متوجه می‌شود که یک شمعدان قدیمی نقره‌ای کنار میز آرایش او افتاده است. او به سمت شمعدانی می‌رود تا آن را بردارد و ناگهان با دستی روبرو شد که از دیوار بیرون زده بود

دست متعلق به یک زن بود، اما اثری از مابقی بدن او نبود. او به سرعت به یاد حرف مادرش افتاد که گفته بود دست روح نشانه مرگ یکی از اعضای خانواده اوست و مادرش در آن زمان بسیار بیمار بود. خوشبختانه مادر اودانل بهتر شد، اما چند روز بعد نامه‌ای به دست آن‌ها رسیده و از مرگ یکی از برادرزاده‌های او خبر داد.

 
۶- نفرین خانوادگی

مشکل با حریص شدن ایون مک کلین آغاز شد. در سال ۱۵۱۸، ایون پسر و وارث رییس خاندان مک کلین در منطقه لوچبوی بود و او درک نمی‌کرد که چرا برای رسیدن به ثروت پدرش باید این همه صبر کند. درگیری لفظی رخ داده و درخواست‌ها خیلی زود به جدل و در ادامه به زد و خورد تبدیل شد. این درگیری در نهایت باعث تفرقه در بین خاندان شد و پدر و پسر هر یک سپاهی را برای نبرد با دیگری به راه انداختند. در طول نبرد یکی از سربازان مک کلین پدر با اسلحه خود سر ایون را از سرش جدا کرد، اما جنازه ایون از اسب پایین نیفتاد.

اسب ایون به سمت خانه راه افتاد و جنازه همچنان روی آن سوار بود. خدمتکاران خانه گردن اسب را زده و جنازه ایون را دفن کردند. از آن به بعد خاندان مک کلین هر از چند گاهی جنازه بی سر ایون را سوار بر اسب محبوبش می‌دیدند و این صحنه نشانه مرگ یکی از شاهدان مرگ او بود.

 
۵- عجوزه‌ای در مه

در ولز داستان‌های زیادی در مورد یک عجوزه بسیار زشت و بالدار به نام «گوارچ ریبین» گفته می‌شود که در نیمه‌های شب بال‌های خود را به پنجره خانه‌ها زده و از مرگ خبر می‌دهد و همزمان اسم فردی که قرار است بمیرد را به زبان می‌آورد. یکی از کشاورزان ولزی از اتفاقی که در نوامبر ۱۸۷۸ برای وی افتاده بود سخن می‌گوید. این کشاورز به خانه یکی از دوستان قدیمی اش می‌رود و نیمه‌های شب با صدای آزار دهنده‌ای از پشت پنجره از خواب بیدار می‌شود

او به سمت پنجره رفته و آن را باز می‌کند و زنی را در حال پرواز و دور شدن می‌بیند که سرش را برگردانده و به او نگاه می‌کند. کشاورز او را خوب می‌شناخت: گوارچ ریبین. آن شب این اتفاق چندین بار تکرار شد. روز بعد مشخص شد که صاحب مهمانخانه مجاور همان شب مرده است.

 
۴- گربه شکنجه شده

در اوایل دهه ۱۸۰۰ خانواده خانم هارتنول در یک عمارت ویلایی بسیار بزرگ زندگی می‌کردند که بخش زیادی از آن خالی بود. خانم هارتنول در دوران جوانی اش گاهی به این مکان‌های متروک ویلای خانوادگی اش که گاهی اتفاقات عجیب در آن رخ می‌داد سرک می‌کشید. ترسناک‌ترین چیزی که خانم هارتنول دیده بود روح یک گربه سیاه شکنجه شده، با یک چشم، یک دست قطع شده، بدون گوش و سبک راه رفتن کند و لنگان بود. اولین باری که خانم هارتنول این روح را دید همان روز عصر برادرش مرد.

دو سال بعد بار دیگر اتفاق مشابهی رخ داد و این بار در شب حادثه مادر خانم هارتنول درگذشت. چهار سال بعد نیز خانم هارتنول بار دیگر روح گربه را دید و این بار نوبت به مرگ پدرش رسید. خانواده هارتنول آن عمارت را ترک کرده و دیگر به آن بازنگشتند.

 
۳- نفرین سوال برانگیز اوکسنهام

در سال ۱۶۴۱ مقاله‌ای در لندن منتشر شد که در آن از سرنوشت شوم خانواده جیمز اوکسنهام پس از دیدن یک پرنده سفید پرده بر می‌داشت. در این مقاله آمده بود که ۵ نفر از اعضای خانواده اوکسنهام بین سال‌های ۱۶۱۸ تا ۱۶۳۵ بعد از دیدن یک پرنده سفید ناگهان مرده اند. این داستان به سرعت پیچیده و به یک داستان افسانه‌های تبدیل شد. بعد‌ها مشخص شد که این ادعا دروغ بوده است.

اما در سال ۱۷۴۳، در حدود یک قرن پس از مقاله دروغین، ویلیام اوکسنهام همراه با برخی از دوستانش در ایوان خانه اش بود که یک پرنده سفید ظاهر می‌شود و او که از شایعات نفرین مرگ خانوادگی اش آگاه بود با خود گفت که او هیچ بیماری ندارد و بدین ترتیب می‌تواند نادرست بودن این افسانه را به اثبات برساند و از این موضوع اسباب خنده‌ای برای خود و دوستانش فراهم ساخت. دو روز بعد اوکسنهام به دلیل یک بیماری ناگهانی و کوتاه درگذشت.

 
۲- شرمندگی قلعه

در سال ۱۷۶۹ در لندن دکتر والتر فارکوار به قلعه‌ای فرا خوانده شد تا همسر بیمار یکی از خدمتکاران قلعه را درمان کند. او را به یکی از اتاق‌ها راهنمایی کردند تا بیمار را آماده کنند. در این حین ناگهان دختری زیبا و با لباس‌های نجیب زادگان وارد اتاق شد. علیرغم ادای احترام فارکوار، دختر جوان هیچ عکس العملی نشان نداد. او بسیار نگران و آشفته به نظر رسیده و دائم دستش هایش را می‌مالید.

سپس دختر جوان از اتاق خارج شد و به سمت راه پله‌ها رفت و در ادامه ناپدید شد. پس از این اتفاق زن بیمار خدمتکار قلعه برای ویزیت به نزد فارکوار آورده شد. روز بعد، دکتر برای دیدن بیمار که به وضوح بهتر شده بود به قلعه بازگشت و ماجرای روز گذشته خود را با شوهر آن زن در میان گذاشت.

خدمتکار که از شنیدن این خبر به شدت نگران شده بود و می‌دانست اتفاق بدی رخ خواهد داد، گفت که دختر صاحب قبلی قلعه از پدر خود باردار شده و پس از زایمان نوزادش را در همان اتاقی که دکتر روز گذشته منتظر بوده خفه می‌کند. سپس فارکوار دریافت که دختر زیبایی که دیروز دیده تنها یک روح بوده که هنگام قریب الوقوع بودن مرگ یکی از ساکنان ظاهر می‌شود.

او قبلاً پیش از غرق شدن پسر خدمتکار نیز دیده شده و او اکنون مطمئن بود که نوبت همسرش است. علیرغم اطمینان دادن فارکوار به او مبنی بر این که حال همسرش بسیار بهتر است و خطری او را تهدید نمی‌کند، همسر خدمتکار همان روز ظهر درگذشت.

 
۱- ملاقات دوستانه

یکی از روز‌های زیبای تابستانی ۱۹۷۴ بود و در حالی که روز به غروب نزدیک می‌شد دکتر جولیان کیرچیک کنار استخر دراز کشیده بود. نسیم خنک و صدای پرندگان فضای آرامش بخشی ایجاد کرده بود تا اینکه ناگهان صدایی از پشت بوته‌های اطراف خانه به گوش رسید. او بلند شد تا دلیل را بفهمد، اما پس از دو قدم متوقف شد. او یک اسکلت را دید که لباس و کلاه راهبه‌ها را به تن داشت که علیرغم سوراخ‌های تاریک و خالی چشم، کیرچیک مطمئن بود که اسکلت به او نگاه می‌کند.

اسکلت با دست استخوانی خود و لبخندی که بر لب داشت به او اشاره کرد و در نهایت محو شد. کیرچیک برای مدت‌ها به خاطر این حادثه پریشان بود و بعد از چند ماه که خبر رسید به سرطان مغز دچار شده معنای آن حادثه را فهمید.




نوع مطلب : ترسناک، 
برچسب ها : ترسناک، نشانه های مرگ، مرگ، جن، ارواج،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 3 )    1   2   3